شهید خیرالله امینی

ررر1-600x400

                                       

تولد:روستای گاوکل علیا۱۳۴۲

تاریخ شهادت :11/6/1364

محل شهادت:منطقه شیخ صالح

 

درسال 1342دریکی از روزهای گرم بهاری در یکی از روستاهای شهرستان صحنه روستای گاوکل علیا مادری فرزندانی دوقلو به دنیا آورد،یک دخترو یک پسر(ستاره و خیرالله)،بر اثرنبودامکانات پزشکی و دوربودن از شهرستاره در سن  دو سالگی براثربیماری فو ت کرد.بعداز چند سال خیرالله که کودکی هفت ساله بود به مدرسه رفت وزیر نظرمعلمان دلسوز وپدرومادری مهرمان شروع به فراگیری علم ودانش نمود.

شهیدخیرالله ازهمان دوران کودکی نظرخوبی به اسلام و ائمه اطهار داشت و دلیل این دیانت حضور در خانواده ایی مذهبی و مومن  بود.

ایشان بعد از طی کردن پایه ابتدایی برای ادامه تحصیل در شهرصحنه در یکی از مدارس راهنمایی  رفت و بعد از به پایان رساندن دوره راهنمایی مشغول ادامه تحصیل شد و بعد از به پایان رساندن دوره راهنمایی در دبیرستان امام خمینی(ره) در رشته بازرگانی  مشغول به تحصیل شد و پس از تلاش وزحمت بسیاردر خردادسال1363 فارغ التحصیل شد و پس از پایان تحصیلات خود رابرای خدمت مقدس سربازی و دفاع از وطن خود آماده کرد ،چون که او میدید که دشمنان کشور و مملکتش را از هرنظر احاطه کرده اندودر روز 22/12/63خود رابرای مبارزه با دشمنان خارجی ومنافقان داخلی آماده کرد و روانه سربازی شد و رفت در سپاه پاسداران انجام وظیفه نماید و پس از پایان دوره ی آموزشی رزمی به منطقه شیخ صالح  اعزام شد.شهیدخیراله بسیار به انقلاب وبه خصوص به امام خمینی(ره)معتقد وپایبندبود و به کسی اجازه نمیداد به اعتقاداتش توهین کندو بسیار انسان پاکی بود.

او همراه دونفردیگر از همقطارانش مسولیت پست بازرسی روزانه  را برعهده داشتندو ایشان به گفته ی راویان بسیار سخت گیر بود و تردد هارا سخت و جدی کنترل میکرد و حتی چند بار هم تهدید شده بود که زیاد سخت نگیرد ،این تهدید توسط مزدورانی بود که در سپاه اسلام رخنه کرده  بودند،تااینکه در شب یازده شهریور 1364 ساعت 11:30 شب توسط نیرویی خائن به وطن و اسلام روی پل جمهوری در منطقه شیخ صالح از ناحیه پامجروح گردید و به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکر پاکش به دست مهربان مردم چمچمال روستای گاوکل علیا به خاک سپرده شد وروح بلندش به عرشیان پیوست.ایشان در وصیت نامه خود مینویسد:

«لا یفیرمابقهم حتی یقیرواما بانفسهم»

با سلام و درود بر پیشگاه مقدس امام زمان و نایب برحقش امام خمینی(ره) وبا سلام و درود بی پایان بر تمام شهیدان راه اسلام و وطن

پدرم و مادرم:

این دنیا گذرگاه تمام انسانهاست و انسان هم موجودیست که خیلی زود دچار تمایلات نفسانی  خویش میشود و خلاصه آخرالامر میمیرد و به جهان آخرت میرود ولی نکند که انسان در رختخواب ذلت بمیرد که حسین(ع)در میدان نبرد شهید شد ،اما مادرم مبادا که انسان در غفلت بمیرد که علی (ع) در محراب عبادت شهید شد و مبادا انسان در حال بی تفاوتی بمیرد که علی اکبر در راه حسین و با هدف شهید شد .

مادرم شاید شهید شدن من که فرزند شما میباشم برای شما سخت  و غیر قابل تحمل باشد و اما در آن لحظه زینب (س) را بیاد بیاور که چگونه72 شهید  را تحمل کرد.

پدر عزیزم :

من درس شهادت را از رهبرم حسین (ع) آموختم که در آن دوران سیاه یزیدی زیر بار ظلم و ستم نرفت و مرگ با عزت را بر زندگی با ذلت ترجیح داد واین شما اولین معلم من بودیدکه درس را از مکتب حسین بر می آموختید.

و خلاصه سلام مرا به رهبر عزیزم و مردم مستضعف  برسانید و به آنها بگویید تا آخرین قطره خونم در سنگر اسلام و مبارزه با هرگونه ظلم و جور ترک نخواهم کرد.

   خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی رانگهدار