به گزارش صالحین:
بیانات مقام معظم رهبری در مناسبتها

پنج شنبه 5 اسفند ماه 95 روز مهندسی

دانشکده‌‏های فنّی ما در همه جای کشور جزو پیشروان مبارزات بودند؛ هم بعد از پیروزی انقلاب، بخصوص در دوران دفاع مقدّس، مهندسین واقعاً آنجا سربازان ازجان‏‌گذشته‏‌ای بودند که همه‏‌ی توانایی خود، نیروی خود، استعداد خود، هنر خود، نبوغ خود را به کار گرفتند که ما در جنگ اینها را دیدیم. میتوان گفت هر روزی یک پدیده‏‌ی نو از این جوانهای بااستعداد که رشته‌‏های مهندسی را طی کرده بودند، بُروز پیدا میکرد؛ بعد از دوران دفاع مقدّس هم همین‏‌جور. حالا همین رشته‌‏های نانو و سلّول‏‌های بنیادی و بایو(۲) و این چیزها که ایشان اسم آوردند، اینها همه کارهای بعد از دوران دفاع مقدّس است که باز هم جوانهای مهندس ما در این زمینه‏‌ها کار کردند. خب، مسئولیّتهای مهمّی هم داشتند؛ الان هم که نگاه میکنیم، الحمدللَّه خیلی از رؤسای کشور مهندسینند و این مایه‏‌ی اعتراض بعضی‌ها هم هست؛ میگویند دائم مهندسین را می‏‌آورند سر کار.
کاری که شما باید بکنید این است که اوّلاً این مسئله‏‌ی «ما میتوانیم» – که خوشبختانه یک شعار مقبولی در نزد همه‏‌ی انسانهای منصف در این کشور است – را به مردم نشان بدهید؛ (قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در 4 اسفند  1393)

جمعه 22 بهمن 1395 سالروز پیروزی انقلاب اسلامی

دستگاه‌های اطلاعاتی دشمنان ما و سیاستگذاران اصلی در کشورهای معارض با جمهوری اسلامی، فهمیدند که ملت قهرمان ایران اینجور در صحنه است؛ این جور وسط میدان حاضر است. البته خواستند نگذارند افکار عمومی دنیا بفهمد. این هم رسواکننده‌ی آنهاست؛ اینها همان کسانی هستند که مدعی آزادیِ ارتباطات و اخبار و اطلاعاتند، ادعا میکنند که ما خبر را پنهان نمیکنیم، خبر را مستور نگه نمیداریم، سانسور نمیکنیم. خب، اگر سانسور نمیکردند، این جمعیت ده‌ها میلیونی راهپیمائی سراسر کشور را نمیگفتند در تهران هزاران نفر آمدند! اینها هزاران نفر بودند؟! جمعیت میلیونی حاضر در عرصه، در روز بیست و دوی بهمن در تهران هزاران نفر بودند؟! گفتند در کل کشور ایران، صدها هزار! اینها صدها هزار نفر بودند؟! در هر کدام از شهرهای بزرگ کشور صدها هزار جمعیت جمع شدند، ده‌ها میلیون انسان آمدند توی صحنه. تبلیغات اینجوری است. خب، ما دروغ و تقلب و خدعه و تزویرهای حقارت‌آمیز را از دشمن کم ندیدیم؛ از اول انقلاب تا امروز همیشه همین جور بوده؛ باز هم همین جور خواهد بود، لکن هدف آنها برآورده نمیشود. (قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در 26 دی بهمن 1390)

یکشنبه 19 دی ماه 1395 سالروز قیام خونین مردم قم

 آن روزی که جوانهای قم از طلبه و غیرطلبه و اقشار گوناگون و مردم مؤمن آمدند در کوچه و خیابان قم و به دفاع از امام، به دفاع از حقیقت، به دفاع از پرچم برافراشته‌ی مبارزه‌ی علیه طاغوت و در مقابل گلوله‌های مزدوران رژیم طاغوت قرار گرفتند و خونشان روی آسفالتهای خیابان ریخته شد، هیچ‌کس از آن مردم و از حول‌وحوش آن مردم هرگز گمان نمیکرد که این حادثه چه اثری خواهد گذاشت. احساس تکلیف کردند، نیروی خودشان را و آنچه داشتند روی دست گرفتند، آمدند میدان. [مردم قم] فکر میکردند که نوزده دی منشأ این تحوّل عظیمِ زنجیره‌ی مبارزات و اعتراضات بشود و منتهی بشود به خیزش بزرگ عمومی مردم و کار را تمام کند؟ مردم قم فکر میکردند کاری که دارند میکنند این‌قدر برکت داشته باشد؟ فکر نمیکردند؛ امّا: وَ کانَ حَقًّا عَلَینا نَصرُ المُؤمِنین. عامل پیروزی این است که یک جماعتی – در یک مقیاس بزرگ، یک ملّتی – ایمان درستی داشته باشد، و این ایمان راسخ باشد، و این ایمان با بصیرت همراه باشد، و این ایمان و بصیرت با عمل و اقدام همراه باشد؛ اینها وقتی روی هم گذاشته شد، نصرت قطعی است. آنجایی که شما می‌بینید مؤمنینی هستند و نصرت پیدا نمیکنند، به خاطر این است که یا ایمان ضعیف است، یا ایمان غلط است – ایمان به چیزی است که نباید به آن مؤمن بود – یا ایمان همراه با بصیرت نسبت به مسائل جهان و مسائل حول‌وحوش خودشان نیست. نداشتن بصیرت مثل نداشتن چشم است؛ راه را انسان نمیبیند(قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در نوزده دی ماه 1392)

سه شنبه 16 آذر 1395 روز دانشجو

 دانشجو باید در زمینه‌‌ی مسائل گوناگون کشور، مسائل اجتماعی، مسائل اقتصادی، مسائل سیاسی، تحلیل در اختیار مردم بگذارد؛ یعنی مردم بایستی بتوانند از تحلیل دانشجویان بهره‌‌مند بشوند، استفاده کنند؛ قدرت تحلیل دانشجو باید این [طور] باشد. این‌‌هم متکی است به مطالعه؛ باید مطالعه کنند. این‌‌جور نباشد که نگاه دانشجو صرفاً نگاه احساسی [باشد]؛ داده‌‌های ذهنی شما فقط مسائل روزنامه‌‌ای نباشد؛ روی مسائل فکر کنید، مطالعه کنید، بحث کنید. خیلی از این حرفهایی که دوستان در اینجا گفتند، حرفهایی است که تکلیف آنها باید در خود جلسات دانشجویی و در بحثهای آزاد دانشجویی معین بشود؛ که من یادداشت کردم، این «کرسی‌‌های آزاد اندیشی» که ما مطرح کردیم که مستلزم بحثهای آزاد دانشجویی در محیط دانشگاه‌‌ها است، بسیاری از مسائلی را که در اینجا دوستان مطرح کردند، میتواند تعیین تکلیف کند، روشن کند؛ جهات مثبت و منفیِ هر مطلبی را در بحثهای دانشجویی باید بتوانند به دست بیاورند.(قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار دانشجویان در تاریخ 1/5/ 1393)

پنج شنبه 13آبا ماه 1395 سالروز تسخیر لانه جاسوسی

 جلسه‌ی امروز ما به مناسبت یادبود حوادث سیزدهم آبان است که در طول سالهای گوناگون – پیش از انقلاب و پس از پیروزی انقلاب – در کشور اتّفاق افتاده است. سه حادثه است: حادثه‌ی تبعید امام در سال ۴۳، حادثه‌ی کشتار بی‌رحمانه‌ی دانش‌آموزان در تهران در سال ۵۷، و حادثه‌ی حرکت شجاعانه‌ی دانشجویان در تسخیر لانه‌ی جاسوسی در سال ۵۸؛ هر سه حادثه به نحوی مربوط میشود به دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا. در سال ۴۳ امام (رضوان الله تعالی علیه) به خاطر اعتراض علیه کاپیتولاسیون – که به معنای حفظ امنیّت مأموران آمریکایی در ایران و مصونیّت قضایی آنها بود – تبعید شدند؛ پس قضیّه مربوط شد به آمریکا. در سال ۵۷ رژیم وابسته‌ی به آمریکا در خیابانهای تهران دانش‌آموزان را به قتل رساند و آسفالت خیابانهای تهران به خون نوجوانان ما رنگین شد، برای دفاع از رژیم وابسته‌ی به آمریکا؛ این هم مربوط شد به آمریکا. در سال ۵۸ ضربتِ متقابل بود؛ یعنی جوانان شجاع و مؤمن دانشجوی ما به سفارت آمریکا حمله کردند و حقیقت و هویّت این سفارت را که عبارت بود از لانه‌ی جاسوسی کشف کردند و در مقابل چشم مردم دنیا گذاشتند. آن روز جوانهای ما اسم سفارت آمریکا را گذاشتند لانه‌ی جاسوسی، امروز بعد از گذشت سی و چند سال از آن روز، اسم سفارتخانه‌های آمریکا در نزدیک‌ترین کشورها به آمریکا – یعنی کشورهای اروپایی – شده است لانه‌ی جاسوسی؛ یعنی جوانهای ما سی سال از تقویم تاریخ دنیا جلو بودند. این قضیّه هم مربوط به آمریکا بود. سه حادثه، هرکدام [هم‌] به‌نحوی مرتبط با دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا و مناسبات آن با ایران. لذا روز سیزدهم آبان را – که مثل فردا است – نامگذاری کردند “روز مبارزه‌ی با استکبار).قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری دامت برکاته در 12 آبان ماه 1392)

شنبه سوم مهر ماه 1395 آغاز سال تحصیلی جدید

 خطشکنی علمی و عبور از مرزهای علم همچنان در کشور ما، جدی نشده است. ما میخواهیم علما و دانشمندان ما، راههای میانبر را پیدا کنند؛ راههای کشف نشده را از این بینهایت مسیرهایی که در عالم طبیعت وجود دارد و بشر باید یکی پس از دیگری کشف بکند. ما میخواهیم راههای کشف نشده را کشف بکنیم. اینی که میتوانیم فلان ابزارِ فناوری را، فرض کنید سانتریفیوژرا برای کار هسته ای، که دیگران قبل از ما، سالها پیش، پیدا کردند و تولید کردند و استفاده و بهره برداری کردند، خودمان بسازیم، البته کار بزرگی است که بدون کمک دیگران توانسته ایم انجام بدهیم و نسلهای جدید آن را تولید کنیم، در این شکی نیست؛ اما این یک کار بکر نیست؛ این کار انجام شده و راه رفته ای است که دیگران رفته اند و ما هم که بنا بوده تا پنجاه سال دیگر، تا صد سال دیگر محروم بمانیم – بنا نبود این فناوری و این دانش به کشوری مثل کشور ما و ملت ما داده بشود – جوانها، دانشمندان و پژوهشگران ما توانسته اند با پیگیری و تلاش خودشان به دست آورند و این چیز باارزشی است؛ اما من میگویم در زمینه ی علم و فناوری، آن کاری را که ذهن بشر به آن دست نیافته است، آن را وجهه ی همت قرار بدهید و دنبال بکنید؛ این طوری است که ما خط مقدم علم را شکسته ایم و یک قدم به جلو برداشته ایم(قسمتی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از اساتید داتشگاهها 13 مهر ماه 1385)

دوشنبه 8 شهریور ماه 1395 روز دولت

عزیزان من! زمان را قدر بدانید. شما الان چهار سال وقت دارید. این چهار سال، مثل طَرفةالعینی خواهد گذشت. واقعاً چهار سال، زمان خیلی کوتاهی است. اگر کسی کار کند و از هر لحظه اش استفاده نماید، سرمایه عظیم و مغتنمی است. چنانچه خدای نکرده بگوییم حالا که وقت داریم، هنوز که چهار سال یا سه سال و نیم وقت هست، و تسویف کنیم – که این تسویفی که در روایات ما هست، معنایش این است؛ سوف افعل، سوف افعل: خواهم کرد، خواهم کرد – و دائماً کار را به تأخیر بیندازیم، یک وقت می بینید که چهار سال تمام شد،ولی چیزی در دستمان نیست! از همین لحظه اوّل، دقایق را قدر بدانید و آن کار مهمّ اساسی را که می خواهید آخر انجام دهید، همین اوّلِ کار انجام دهید.
حرف آخری که می خواهم عرض کنم این است که غیر از ارتباطات رسمی و معمولی در نظام اسلامی، شما بدون اتّکا و توکّل به خدا و ارتباط ویژه با او، توفیق لازم را به دست نخواهید آورد. توفیق از سوی خداست؛ جبر نیست. توفیق، یعنی جور کردن و جور آوردن و موافق طبع و موافق خواست آوردن کار. این، معنای توفیق است؛ نه این که وقتی می گوییم خدا توفیق داد، یعنی پشت گردن آدم را گرفت که این کار را انجام دهد. باز هم اراده خودِ شماست که کار را انجام می دهد؛ اما توفیق از طرف پروردگار است. اگر این توفیق و جور آمدن کار و فرصت لازم کار را می خواهید، باید با خدا رابطه مستقیم برقرار کنید؛ رابطه تضرّع، رابطه خواست، رابطه ویژه.(  قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار رئیس جمهور و هیأت وزیران به مناسبت آغاز هفته دولت 2 شهریور 1376)

دوشنبه 26 مردادماه 1395 سالروز بازگشت آزادگان به میهن اسلامی

این روزها یکی از خاطره های بزرگ تاریخ انقلاب، بلکه تاریخ کشور ایران شکل گرفته است و آن خاطره بازگشت پیروزمندانه آزادگان سرافراز ماست. عقیده بنده این است که یکایک ملت ایران باید این خاطره و خاطره های شبیه آن را دائماً در ذهن خودشان داشته باشند. قضیه برگشتن اسرای ایرانی – که بحق لقب «آزاده» را به آنها داده اند – یک حادثه الهی بود. دست قدرت پروردگار بود که این حادثه را شکل داد و ایستادگی و مقاومت آزادگان سرافراز ما در طول سالهای سخت اسارت در دست دشمن، ملت ایران را روسفید و سربلند کرد. البته اجر این محنتها و سختیها را فقط شکرگزاری خدای متعال می تواند بدهد. ما قابل نیستیم که از آزادگان و ایثارگران تشکّر کنیم. اجر آنها با خداست؛ اما درعین حال همه ملت ایران در همه جای کشور، باید لحظه ای این فداکاریها را فراموش نکنند. (قسمتی از بیانات مقام معظم رهبری در دیدار با اقشار مختلف مردم و جمعی از آزادگان، جانبازان و خانواده های معظّم شهدا 27 مرداد ماه 1377)

دوشنبه هفتم تیر 1395 روز قوه قضاییه

آن کسانی که در هفتم تیر به شهادت رسیدند، جرمشان نخبگی و کارآمدی بود. سیاست دشمنان پلید و خبیث جمهوری اسلامی گرفتن این افراد نخبه از انقلاب است. چهره های معروفی مثل شهید بزرگوار و کم نظیر ما، مرحوم آیةاللَّه بهشتی (رضوان اللَّه علیه) و برخی از چهره های معروف دیگر را همه میشناسند؛ لکن من عرض بکنم ما که تقریباً یکایکِ آن مردان صالح و خدمتگزار را میشناختیم، میتوانیم عرض بکنیم و شهادت بدهیم که هر کدامشان یک پایه ی استوار برای آینده ی نظام و برای اقامه ی نظام جمهوری اسلامی در کشور بودند؛ شخصیتهای برجسته، صالح، کارآمد، دارای استعدادهای قوی. و خواستند اینها را که هفتاد و دو نفر بودند، از جمهوری اسلامی بگیرند. اگر هفتصد نفر هم بودند، دستِ مجرم آن منافقان خبیث، باز هم این کار را میکرد؛ یعنی از کشتار، از نابود کردن، از خون ریختن، هیچ ابایی نداشتند؛ بلکه بتوانند نظام جمهوری اسلامی را به زانو دربیاورند.(قسمتی از بیانات در تاریخ 7/4/86)

 جمعه 14 خرداد 95 سالروز جانگداز رحلت امام خمینی (ره)

مواضع امام بایستی به طور روشن و واضح – همان طور که خود او گفت، همان طور که خود او نوشت – تبیین شود؛ این ملاک راه امام و خط امام و صراط مستقیم انقلاب است. یک نفر صریح میگوید من امام را قبول ندارم – این بحث دیگری است – خیلی خوب، پیروان امام و طرفداران امام با کسی که صریح بگوید من امام را قبول ندارم، راه او را غلط میدانم، حسابشان روشن است؛ اما اگر قرار است در خط امام، با اشاره‌ی انگشت امام، این انقلاب پیش برود، باید معلوم باشد، روشن باشد و مواضع امام بزرگوارمان بدرستی تبیین شود.(قسمتی از بیانات در 14 خرداد 1389 در نمازجمعه تهران در خرم امام خمینی ره )

 یکشنبه 12 اردیبهشت 1395 روز معلم

روز معلم، روز شماست و به یک معنا روز همه ی ملت ایران است؛ چون معلم، غیر از هویت شخصی خود، یک هویت معلمی دارد که متعلق به همه ی کسانی است که میتوانند از او بیاموزند و فرابگیرند. معلم، هویت جمعی دارد. ارزش معلم هم به خاطر همین هویت معلمیِ اوست که ما باید اقرار کنیم که روی این مسئله کم کار کردیم و عملاً تسلیم آن فرهنگ و جوی شدیم که برای معلم غیر از جنبه ی مادی قضیه – یعنی قابلیت ارزش درس به پول – ارزش دیگری قائل نبودند. فرهنگ تمدن مادی این است؛ معیار ارزشگذاری عبارت است از قابلیت تبدیل هر چیزی به پول. معلم هم به همان اندازه ای که میتواند مستقیم یا غیرمستقیم پول ساز باشد، در آن فرهنگ به همان اندازه محترم است. ما – مجموعه ی فرهنگی ملت ایران – تسلیم این فرهنگ غلط شدیم، در حالی که در منطق اسلام، مسئله فراتر از این حرفهاست. مسئله ی تعلیم و تربیت، مسئله ی زندگی بخشیدن و ولادت بخشیدن به یک مخاطب و یک انسان است. اسلام با این چشم نگاه میکند. شما تلاش کنید، سعی کنید یک بخشی از زمینی را که خشک به نظر میرسد، بکاوید و از آنجا چشمه ای جاری شود؛ شما یک بذری را که خیلی ناچیز به نظر میرسد، در زمین مستعدی بکارید و آن را آبیاری کنید، تا نهال سرسبزی از آن متولد شود؛ مسئله این است. حالا چه قابلِ تبدیل به پول باشد، چه نباشد. اسلام با این چشم به تعلیم و تربیت و به معلم نگاه میکند(قسمتی از بیانات در دیدار با معلمان استان فارس 12/2/87)

سه شنبه 31 فروردین 1395 سالروز ولادت حضرت زهرا (س)

قطعاً ذهن محدود بشری نمیتواند ابعاد شخصیّت‌های آسمانی و افلاکی از قبیل فاطمه‌ی زهرا (سلام الله علیها) را محاسبه و اندازه‌گیری کند؛ [این‌] در شعر دوستانی که خواندند بود، عقلها توان این را ندارند که این ابعاد معنوی را تقویم کنند، تقدیر کنند، اندازه‌گیری کنند؛ لکن میشود از رفتارها الگو گرفت. مقامات معنوی، یک مسئله است؛ رفتارهایی که جلوی چشم ما است، یک مسئله‌ی [دیگر] است. نه به این معنا که ما قادر باشیم نسخه‌ی دوّم آن رفتارها را از خودمان بُروز بدهیم، این نیست؛ امّا میتوان دنباله‌رو بود. امیرالمؤمنین فرمود: اَلا وَ اِنَّکُم لا تَقدِرونَ عَلی ذلِک وَ لکِن اَعینونی بِوَرَعٍ وَ اجتِهادٍ وَ عِفَّةٍ وَ سُدادٍ؛(۲) بعد از آنکه شیوه‌ی زندگی خود را – که در آن مقام والا، با آن همه امکانات، با آن‌چنان زهدی زندگی میکند – بیان کرد، فرمود: شما نمیتوانید مثل من رفتار کنید؛ امّا میتوانید به من کمک کنید؛ با چه چیزی؟ «بِوَرَعٍ»، با ورع خودتان، با پرهیز خودتان از گناه، با اجتهاد و کوشش و تلاش خودتان؛ اینها وظیفه‌ی من و شما است. هدفها را برای ما ترسیم کردند، هم هدفهای فردی و شخصی را، هم هدفهای اجتماعی و سیاسی و کلّی را. در هدف شخصی، رسیدن به اوج مقام کرامت انسانی هدف والای ما است؛ همه هم وعده داده شده‌اند که بتوانند این پرواز بلند و بی‌حد را انجام بدهند؛ توانایی شما جوانها از ماها هم بیشتر است. این اهداف شخصی است. بیانات در دیدار جمعی از مداحان اهل بیت علیهم‌السلام در سالروز ولادت حضرت فاطمه‌ی زهرا (سلام‌الله‌علیها 31/1/93)

چهارشنبه 5 اسفند 1394 روز ملی مهندسی

در باب مسائل مهندسی همان‏‌طور که عرض کردم، بگردید دنبال خلأها، ببینید کجا ما خلأ داریم. خب، ما در زمینه‏‌ی ساخت قطعه، مثلاً فرض کنید که ساخت ماشین‏‌آلات خوب است، پیشرفت کرده‏‌ایم، در زمینه‏‌های گوناگونی ابتکارهایی را ما مشاهده میکنیم. مهندسی در طرّاحی، مهندسی در ساخت کارخانجات، آن کارهایی است که ما بایستی اینها را جدّی بگیریم و دنبال بکنیم. اگر چنانچه شما توانستید این سنّت طرّاحی و ابتکار در طرّاحی‏‌های نیازهای گوناگون را جا بیندازید، آن‏‌وقت همان سنّت حسنه‏‌ای است که تا هر وقتی که این در کشور وجود دارد، خدای متعال به شما ثواب خواهد داد. کارهایی را که خلأ کشور است، نیاز کشور است، اینها را دنبال بکنید. به‏‌هرحال امیدواریم که خداوند به شماها توفیق بدهد، کمکتان کند، بتوانید کارها را انجام بدهید.(قسمتی از بیانات در دیدار ستاد بزرگداشت روز ملی مهندسی4/12/93)

یکشنبه 12 بهمن 1394 آغاز دهه فجر

کار دست مردم، صحنه دست مردم، ابتکار عمل دست مردم؛ این هنر امام بود؛ این هنر امام بزرگوار بود؛ صحنه را داد دست صاحبان کار؛ چون کشور صاحب دارد. در دوران طاغوت میگفتند کشور صاحب دارد؛ صاحب کشور کیست؟ شاه؛ درحالی‌که او یک انگل و سربار و زیادی در کشور بود، نه صاحب کشور؛ صاحب کشور مردمند؛ بله، کشور صاحب دارد؛ صاحب کشور کیست؟ مردم. کار وقتی دست خود مردم سپرده شد – که صاحبان کشورند، صاحبان آینده‌اند – آن‌وقت کارها به سامان خواهد رسید. تدبیر مسئولان در هر برهه‌ای از زمان در دوران جمهوری اسلامی، باید این باشد؛ کارها با تدبیر، با برنامه‌ریزی، با ملاحظه‌ی همه‌ی ظرایف و دقایق در اختیار مردم گذاشته بشود؛ آن‌وقت کارها پیش خواهد رفت. ما هم از اوّل انقلاب تا امروز هر وقتی هر کاری را محوّل به مردم کردیم، آن کار پیش رفته است؛ هر کاری را انحصاری در اختیار مسئولان و رؤسا و مانند اینها قرار دادیم، کار متوقّف مانده است. نمیگوییم حالا همیشه هم متوقّف مانده امّا غالباً یا متوقّف یا کُند [شده‌]؛ اگر متوقّف نمانده است، کُند پیش رفته است. امّا کار دست مردم که افتاد، مردم کار را خوب پیش میبرند. (بیانات در دیدار مردم آذربایجان (۱۳۹۳/۱۱/۲۹

چهارشنبه 9 دی ماه 1394 روز بصیرت و میثاق امت با ولایت

 نوزدهم دی را شما زنده نگه داشتید، بیست‌ونهم بهمن را زنده نگه داشتید، بیست‌ودوّم بهمن را زنده نگه داشتید، نهم دی را – که یک حادثه‌ی مشابه بود – با انگیزه‌های مشخّص زنده نگه داشتید؛ این یک حرکت مجاهدت‌آمیز در مقابل دشمنان است، آنها میخواهند حقایق انقلاب تحریف بشود، به دست فراموشی سپرده بشود؛ پول خرج میکنند، کار دارند میکنند. کسی که آشنا باشد، آگاه باشد با دنیای کتاب و مطبوعات و مقاله میبیند که دشمنان چه‌کار دارند میکنند؛ امروز اینها سعی میکنند چهره‌ی خاندان خبیث و منحوس پهلوی را – رژیم فاسد و وابسته و خبیث و ظالم که کشور ما را سالهای متمادی به عقب انداختند و ملّت ایران را آن‌جور دچار مشکلات عظیم کردند – بَزک کنند، آرایش کنند امروز سعی می‌شود [توسّط ]همان جبهه‌ی مقابل نظام اسلامی. پشتیبانها همان کسانی هستند که با اصل انقلاب مخالف بودند، با مردمی که انقلاب کردند مخالف بودند، با وفاداری این مردم به انقلاب بشدّت مخالفند. تا کنون موفّق نشدند؛ امید بسته بودند بلکه بتوانند نسل دوّم و سوّم انقلاب را روی‌گردان کنند، نتوانستند( بیانات در دیدار مردم قم به مناسبت سالروز قیام نوزدهم دی‌17 دیماه 1393)

سه شنبه سوم آذر ماه 1394 روز بسیج مستضعفین

 بسیج، جمع فداکاری از مردمند، برای مردم؛ تشکیل یک مجموعه‌ای در حرکت عظیم یک ملت مجاهد. حضور در دفاع، حضور در علم، حضور در هنر، حضور در سازندگی، حضور در سیاست، در فرهنگ، در کمک به مستضعفان، در کمک به درماندگان، در تولید، در فناوری، در پیشبرد مسائل گوناگون کشور، در ورزش، در درخششهای بین‌المللی، در هر کار خیر؛ این حرکت بسیج است؛ حرکتی مردمی، برای مردم، در دل مردم، از خود مردم، از همه‌ی قشرها، زنان، مردان، جوانان، پیران، نوجوانان، از اصناف گوناگون؛ یعنی تشکیل یک مجموعه‌ی حزب‌الله واقعی. (قسمتی ازبیانات رهبر انقلاب در دیدار اقشار نمونه ی بسیج سراسر کشور (۱۳۹۰/۰۹/۰۶)

چهارشنبه 13 آبان ماه 1394 روز دانش آموز و روز ملی مبارزه با استکبار جهانی

اولین مناسبت این روز این است که در سال 1343 در مثل یک چنین روزی، امام بزرگوار ما را تبعید کردند. چرا تبعید کردند؟ چون امام چند روز قبل از آن، در یک سخنرانی پرشور که در قم ایراد شد و بعد بلافاصله به وسیله‌ی نوار و نوشته در سراسر کشور پخش شد، یک حق ملی را مطالبه کردند. آن حق ملی، شکستن قانون ظالمانه‌ی کاپیتولاسیون بود. خوب است نسل جوان ما اینها را بروشنی بداند؛ بداند که ما از چه گذرگاه‌هائی عبور کرده‌ایم که حالا به اینجا رسیده‌ایم.

 آمریکائی‌ها چند ده هزار مأمور در ایران داشتند – حالا رقم دقیقش مهم نیست؛ پنجاه هزار، شصت هزار، بیشتر – اینها مأمورین سیاسی بودند، امنیتی بودند، نظامی بودند؛ در داخل مجموعه‌ی مدیریت ایران – چه در ارتش، چه در سازمانهای اطلاعاتی، چه در بخشهای برنامه‌ریزی، چه در بخشهای گوناگون دیگر – نشسته بودند، پول و مزد خودشان را به اضعاف مضاعف از دولت ایران میگرفتند، اما برای آمریکا کار میکردند. این کار بدی بود که در کشور ما اتفاق افتاده بود. رژیم طاغوت پهلوی به خاطر وابستگی‌اش به آمریکا، به خاطر مزدوری‌اش برای آمریکا، بتدریج در طول چند سال اینها را داخل کشور آورده بود. تا اینجای کار، بد بود؛ اما آنچه که اتفاق افتاد، یک چیز بدِ مضاعف بود، بدِ به توان چند بود. آن کار بدِ مضاعف این بود که آمدند در مجلس شورای ملی و مجلس سنای آن روز تصویب کردند که مأمورین آمریکائی از دادگاه‌های ایران و امکانات قضائی و امنیتی ایران معافند. یعنی اگر فرض کنید یکی از این مأمورین جرم بزرگی در ایران مرتکب شود، دادگاه‌های ما حق ندارند او را به دادگاه بطلبند و محاکمه کنند و محکوم کنند؛ این اسمش کاپیتولاسیون است. این نهایت ضعف و وابستگی یک ملت است که بیگانگان بیایند در این کشور، هر کاری دلشان میخواهد، بکنند؛ دادگاه‌های کشور و پلیس کشور اجازه نداشته باشند اندک‌تعرضی به اینها بکنند. آمریکائی‌ها این را از رژیم طاغوت خواستند، رژیم طاغوت هم دودستی تقدیمشان کرد: قانون کاپیتولاسیون.

12/8/89 1).(قسمتی از بیانات در دیدار دانش‌آموزان‌ در آستانه 13 آبان

چهارشنبه یکم مهر ماه 1394 مصادف با روز عرفه

 در این ده روز، روز عرفه وجود دارد، که روز دعا و استغفار و توجه است. دعای سراسر عشق و شور و سوز در روز عرفه، که سیدالشهداء امام حسین (علیه‌السّلام) در مراسم عرفات انشاء فرموده است، نشان‌دهنده‌ی آن روحیه‌ی شیدائی و عشق و شوری است که پیروان اهل‌بیت در یک چنین ایامی باید داشته باشند. این ایام را قدر بدانید. فرصت مال شماست. همچنان که امروز فرصت پیشرفت، فرصت شکوفائی، فرصت حرکتهای بزرگ سیاسی و انقلابی و اجتماعی مال شما جوانهاست، فرصت توجه به خدای متعال و ذکر الهی و مستحکم کردن رابطه‌ی قلبی با خدا هم متعلق به شماست .(قسمتی از بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانش آموزان و دانشجویان به مناسبت 13 آبان- 11/8/90)

یکشنبه هشتم شهریور 1394 روز دولت

کار را برای خدا بکنید. نه اینکه چون مردم دوست دارند، این کار را بکنید؛ نه. اگر هدف این شد که دل مردم را به دست بیاوریم، ناکام خواهیم ماند. «لأقطعنّ امل کلّ ءامل غیری»؛ این حدیث قدسی است، که در ذهنم اینجور است که با سند معتبری از قول خدای متعال نقل شده که فرموده: من قطعاً امید آن کسی را که به غیر من امید ببندد، قطع خواهم کرد. ما باید امیدمان به خدا باشد، برای خدا کار کنیم؛ منتها میدانیم که کار برای خدا جاذبه دارد. این شعارها، شعارهای الهی است. اگر چنانچه این پایبندی‌ها سست شود، اگر نسبت به این شعارها تقید و پایبندی کم شود، توفیقات الهی هم سلب خواهد شد. بسیاری از این موفقیتهائی که شما در میدان عمل دارید، و از اول انقلاب تا امروز هرچه که موفقیت بوده، به خاطر این است که توفیقات الهی شامل حال بوده و این کمکِ الهی است. اگر کار برای خدا نباشد، این موفقیتها از ما گرفته خواهد شد. همان شور و نشاط و تلاش و خدمت صادقانه و بدون توقع مزد و منت باید ادامه پیدا کند. این یک نکته‌ی اصلی است. (بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت6/6/90)

دوشنبه26 مرداد 1394 سالروز بازگشت آزادگان

فیلمهای خوبی باید ساخته شود، کتابهای خوبی باید نوشته شود، خاطره‌ها باید گفته شود. همین خاطره‌هائی که امروز گفته شد، یک دنیا حرف در اینها هست؛ چقدر خوب است که اینها پخش شود. من نظرم این است که همین خاطراتی که امروز گفته شد، عیناً در صدا و سیما منتشر شود، پخش شود، تا مردم بشنوند؛ اینها ذخائر ماست، اینها سرمایه‌های ماست؛ همین سرمایه‌هاست که اسلام را نگه داشت، شیعه را نگه داشت، جمهوری اسلامی را به قدرت و عزت رساند، ملت ایران را در دنیا سرافراز کرد. این یک بعد قضیه است. (بیانات در دیدار جمعی از آزادگان 25/5/91)

یکشنبه 7 تیر ماه 1394 روز قوه قضاییه

مناسبت هفتم تیر، مناسبت برجسته و مهمی است. اگرچه در این ایام به تناسب از قوه‌ی قضائیه تجلیل میشود و زحمات و تلاشهای عزیزان این قوه در معرض دید عموم مردم قرار میگیرد – که کار بجا و مناسبی است – لیکن حادثه‌ی هفتم تیر حادثه‌ای است که به سرنوشت انقلاب و نظام جمهوری اسلامی ارتباط دارد، و این حادثه برای جمهوری اسلامی سرنوشت‌ساز بود. اگرچه شهدای این حادثه جزو بهترین و برجسته‌ترین عناصر نظام جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی بودند و یاد آنها هرگز فراموش نخواهد شد – بخصوص شخصیت برجسته و نورانیِ مرحوم آیةالله بهشتی (رضوان الله‌تعالی علیه) و دیگر شهدا – لیکن با این همه، در این حادثه، چهره‌ی نفاق در کشور آشکار شد؛ پشت سر عناصر نفاق هم عناصر استکبار خودشان را نشان دادند. برای یک نظام نوپا، روشن شدن چهره‌ی دشمنان، چیز کوچکی نیست. منافقینی که خودشان را پیرو خدا و پیغمبر و اسلام و نهج‌البلاغه معرفی میکردند، با این حادثه، خود را مفتضح کردند؛ نشان دادند که چقدر با ارکان نظام اسلامی، با چهره‌های موجّه، شخصیتهای برجسته، علمای بزرگ، خدمتگزاران صادق و کارآمد، اینها دشمنند، مخالفند؛ چهره‌ی اینها روشن شد(قسمتی از بیانات در دیدار مسئولان و کارکنان قوه‌ی قضائیه‌ در آستانه‌ی سالروز حادثه هفتم تیر و روز قوه قضائیه 5/4/92)

جمعه اول خرداد 1394 میلاد امام حسین (ع) و روز پاسدار

این معنا ـ معنای پاسداری ـ با همه‌ی ابعاد آن، با همه‌ی ابزارها و وسائل ممکن، در وجود مقدس سیدالشهداء (سلام الله علیه) متجسد است؛ نه این‌که دیگران نکردند یا نخواستند بکنند، بلکه به این معنا که خانه‌ی پُرِ این حرکت در رفتار دوران ده‌ساله‌ی امامت سیدالشهداء (سلام الله علیه) تحقق پیدا کرده است. تمام راه‌هائی که میشود فرزند پیغمبر از آن راه‌ها استفاده کند برای حفظ میراث عظیم اسلام ـ که میراث جد او و پدر او و پیروان راستین آنهاست ـ در زندگی سیدالشهداء محسوس است؛ از تبیین و انذار، از تحرک تبلیغاتی، از بیدار کردن و حساس کردن وجدانهای عناصر خاص ـ همین خواص که ما تعبیر میکنیم ـ در آن خطبه‌ی منا، اینها همه در طول زندگی سیدالشهداء است. بعد هم ایستادگی در مقابل یک انحراف بزرگ با قصد مجاهدت با جان؛ نه این‌که امام حسین از سرنوشت این حرکت بی‌اطلاع بود؛ نه، اینها امام بودند. مسئله‌ی معرفت امام و علم امام و آگاهی وسیع امام بالاتر از این حرفهائی است که ماها در ذهنمان میگنجد؛ بلکه به معنای ترسیم یک دستورالعمل می‌ایستد، تسلیم نمیشود، مردم را به یاری میطلبد، بعد هم وقتی یک عده‌ای پیدا میشوند ـ که همان اهل کوفه باشند ـ و اظهار میکنند که حاضرند در کنار آن بزرگوار در این راه قدم بگذارند، حضرت درخواست آنها را اجابت میکند و به طرف آنها میرود؛ بعد هم در میانه‌ی راه پشیمان نمیشود. بیانات امام را که انسان نگاه میکند، می‌بیند حضرت عازم و جازم بوده است برای این که این کار را به پایان ببرد. (قسمتی از بیانات در دیدار فرماندهان سپاه پاسداران113/4/94)

 شنبه 12 اردیبهشت ماه 1394  روز معلم

آنچه که به معلم ارزش میدهد، چند چیز است؛ یکی از اینها عبارت است از اینکه ماده‌ی خامی که در دست معلم است و با کار خود و تلاش خود میخواهد او را به محصول نهائی برساند، یک ماده‌ی بی‌جان نیست؛ انسان است. این خیلی مهم است. یک وقت انسان یک ماده‌ی جامد را با تلاش خود، ابتکار خود، عرق ریختن و ساعتها صرف کردن، تبدیل میکند به یک محصول مطلوب؛ که به جای خود ارزشمند است. یک وقت این ماده‌ای که دست ماست، یک موجود انسانی است، با استعدادهایش، با عواطفش، با احساساتش، با ظرفیتهای فراوانی که در یک انسان وجود دارد. این نوجوان ممکن است فردا کسی مثل امام بزرگوار ما بشود، ممکن است یک مصلح اجتماعی بشود، ممکن است یک دانشمند برجسته بشود، ممکن است یک انسان صالح و والا بشود. همه‌ی این استعدادها در مجموعه‌ی نوجوانان و کودکانی که در اختیار معلم قرار میگیرند، وجود دارد.(قسمتی از بیانات در دیدار جمعی از معلمان سراسر کشور به مناسبت هفته‌ی معلم‌13/2/91)

پنج شنبه 20 فروردین 1394 روز ملی فناوری هسته ای

سلاح هسته‌ای نه تأمین‌کننده‌ی امنیت و نه مایه‌ی تحکیم قدرت سیاسی است، بلکه تهدیدی برای این هر دو است. حوادث دهه‌ی ۹۰ قرن بیستم نشان داد که داشتن این تسلیحات نمیتواند رژیمی همانند شوروی سابق را هم حفظ کند. امروز نیز کشورهائی را میشناسیم که با داشتن بمب اتم، در معرض امواج ناامنی‌های مهلکند.

جمهوری اسلامی ایران استفاده از سلاح هسته‌ای و شیمیائی و نظائر آن را گناهی بزرگ و نابخشودنی میداند. ما شعار «خاورمیانه‌ی عاری از سلاح هسته‌ای» را مطرح کرده‌ایم و به آن پایبندیم. این به معنی چشم‌پوشی از حق بهره‌برداری صلح‌آمیز از انرژی هسته‌ای و تولید سوخت هسته‌ای نیست. استفاده‌ی صلح‌آمیز از این انرژی، بر اساس قوانین بین‌المللی، حق همه‌ی کشورها است. همه باید بتوانند از این انرژی سالم در مصارف گوناگونِ حیاتی کشور و ملتشان استفاده کنند و در اِعمال این حق، وابسته به دیگران نباشند. چند کشور غربی که خود دارنده‌ی سلاح هسته‌ای و مرتکب این کار غیرقانونی‌اند، مایلند توان تولید سوخت هسته‌ای را نیز در انحصار خود نگه دارند. حرکتی مرموز در حال شکل‌گیری است تا انحصار تولید و فروش سوخت هسته‌ای را در مراکزی با نام بین‌المللی ولی در واقع در پنجه‌ی چند کشور معدود غربی، تثبیت و دائمی کنند.(قسمتی ازبیانات در شانزدهمین اجلاس سران جنبش عدم تعهد در تهران9/6/91)

جمعه 22 اسفندماه 1393 روز بزرگداشت شهدا

امروز بحمدالله‌ و به‌ توفیق‌ الهی‌، با نشاطترین‌ و سرزنده‌ترین‌ و قویترین‌ و شجاعترین‌ ملتهای‌ دنیا، شما ملت‌ ایران‌ هستید و این‌ را ملتهای‌ بزرگ‌ دنیا قبول‌ دارند و فهمیده‌ و پذیرفته‌اند. این‌ را برای‌ خودتان‌ حفظ کنید. شهدای‌ شما امروز در صدر لوحه‌ی‌ افتخار در میان‌ ملتهایی‌ هستند که‌ انقلاب‌ ایران‌ را می‌شناسند و کم‌ و بیش‌ آگاهی‌ دارند(قسمتی از بیانات در دیدار مسؤولان‌ بنیاد شهید و جمع کثیری از خانواده‌های‌ معظم‌ شهدا، اسرا و جانبازان13/10/68)

چهارشنبه 22 بهمن 1393 سالروز پیروزی انقلاب اسلامی

هر سال در 22 بهمن، ملت ایران با حضور خودشان در این عرصه‌ی نمایش عمومی ملی و انقلابی، دشمن را ناکام کردند؛ سعی‌شان این است که ملت را جدا کنند. وزیر خارجه‌ی بی تجربه‌ی قبلی آمریکا صریحا گفت که ما این تحریمها را برای این میگذاریم که مردم ایران را در مقابل نظام جمهوری اسلامی قرار بدهیم؛ ملت ایران جواب آنها را در حرکات خود، در راهپیمایی‌های خود داده‌اند و خواهید دید در روز 22 بهمن، ملت ایران با حرکت کوبنده‌ی خود، یک‌بار دیگر دشمن را ناکام خواهد کرد…(3) حُسن کار این است که ملت بصیر است، بیدار است، معنای کار دشمن را میفهمد، حرکات دشمن را جهت‌یابی میکند؛ میفهمد چرا دشمن این سیاست را اتخاذ کرده است، نقطه‌ی مقابل او حرکت میکند، بر داشته‌های خود پافشاری میکند، حضور خود را در این عرصه‌ی عظیم عزت ملی نشان میدهد، خودش را نشان میدهد، حضور خودش را اثبات میکند؛ این حُسن قضیه است. بصیرت عمومی مردم در مقابل تبلیغاتی که دشمنان میکنند – بیشتر از همه آمریکایی‌ها و صهیونیست‌ها – راه را اشتباه نمیکنند، دچار آن اشتباهی و خطایی که دشمن در پی آن است که ملت ایران دچار آن بشود، دچار نمیشوند؛ این حُسن قضایای عظیم ملی و کلان ما است (بیانات فرمانده کل قوا در دیدار فرماندهان و جمعی از کارکنان‌ نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی ایران‌ (۱۳۹۱/۱۱/۱۹)

یکشنبه 14 دی ماه آغاز هفته وحدت

خب، مسلمانها بعد از او سستی‌هائی به‌خرج دادند، ضربه زدند؛ ما مسلمانها به دست خودمان خودمان را عقب انداختیم. حالا هم به دست خودمان باز دنبال او حرکت کنیم، پیش برویم. امروز امت اسلامی احتیاج به اتحاد دارد، احتیاج به تراحم دارد، احتیاج به تعارف دارد. امروز با این قیامهائی که در دنیای اسلام و در جهان عرب به وجود آمده است، این بیداری ملتها، این حضور ملتها در صحنه، این عقب‌نشینی‌های پی‌درپی آمریکا و دستگاه‌های استکباری، این ضعف روزافزون رژیم صهیونیستی، اینها برای ما مسلمانها فرصت است؛ برای امت اسلامی فرصت است. به خودمان بیائیم، درس بگیریم و شکی نیست که ان‌شاءاللَّه با همت امت اسلامی و بزرگان، روشنفکران، نخبگان علمی، سیاسی، دینی، این حرکت ادامه پیدا خواهد کرد و دنیای اسلام روزِ عزت خود را ان‌شاءاللَّه بار دیگر خواهد دید. (قسمتی از بیانات در دیدار مسوولین و سفرای کشورهای اسلامی ۱۳۹۰/۱۱/۲۱ )

چهارشنبه 5 آذر ماه 1393 روز بسیج

بسیج – همان‌طور که گفتیم – مایه‌ی عزّت کشور و نظام است. چرا؟ چون معنای بسیج حضور متن مردم در عرصه‌های فعّالیّتهای اساسی برای ملّت و کشور است. هر دولتی و هر کشوری وقتی مردم را داشته باشد، هر جایی که متن مردم حضور پیدا کنند و مردم حرکت بکنند به یک سمتی، پیروزی قطعی است؛ [این] یک چیز مسلّم است. آنجایی کشورها ضربه میخورند، شکست میخورند که مردمشان در صحنه نباشند یا وحدت عمل نداشته باشند. آنجایی که مردم در صحنه‌اند و پیوند و اتّحاد میان آحاد مردم هست، پیروزی و پیشروی قطعی است. بسیج یک چنین نمونه‌ای است؛ مظهری است از همین حضور مردمی در صحنه و پیوند مردم با یکدیگر؛ به این چشم به بسیج باید نگاه کرد.قسمتی ازبیانات  معظم له در تاریخ 29/8/92

دوشنبه 13 آبان 1393 عاشورای حسینی و روز دانش آموز

سیزدهم آبان هم – که دو روز دیگر است – در حقیقت به معنای واقعی کلمه، یکی از ایام‌الله است؛ فرصتی است برای فکر کردن و استنتاج کردن و بر اساس این استنتاج، آینده را ساختن و برای آینده برنامه‌ریزی کردن؛ چون آینده مال شماست. چگونه حرکت کنیم که بتوانیم خودمان را، ملتمان را، کشورمان را، تاریخمان را، بلکه امت اسلامی را به اوج برسانیم؟ راه چیست؟ این را باید با تفکر و تدبر در این عبرتها به دست آورد. بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار دانش آموزان و دانشجویان به مناسبت 13 آبان (۱۳۹۰/۰۸/۱۱ )

شنبه 5 مهر ماه 1393 سالروز شکست حصر آبادان  و هفته ی اول مهر ماه مصادف با هفته دفاع مقدس –

 مسئله‌ی دفاع مقدّس علاوه بر اینکه یک آزمون بزرگی بود برای ملّت ایران، آزمونی هم بود برای بُروز استعدادها، هم استعداد اشخاص، هم استعداد مناطق کشور؛ حالا در مورد استعداد اشخاص به نظر من این نکته‌ی مهم و قابل توجّهی است که به آن توجّه نمیشود؛ یعنی از بس واضح است مورد غفلت قرار میگیرد، از کثرت وضوح مخفی میماند؛ و آن این است که این دفاع مقدّس وسیله‌ای شد برای اینکه استعدادهای مکنون در انسانها، به شکل عجیبی بُروز کند.  (بیانات در دیدار اعضای ستاد برگزاری بزرگداشت سرداران و ده هزار شهید استان مازندران (۱۳۹۲/۱۰/۱۲)

شنبه 8 شهریور 93 شهادت شهیدان رجایی و باهنر

کار را برای خدا بکنید. نه اینکه چون مردم دوست دارند، این کار را بکنید؛ نه. اگر هدف این شد که دل مردم را به دست بیاوریم، ناکام خواهیم ماند. «لأقطعنّ امل کلّ ءامل غیری»؛ این حدیث قدسی است، که در ذهنم اینجور است که با سند معتبری از قول خدای متعال نقل شده که فرموده: من قطعاً امید آن کسی را که به غیر من امید ببندد، قطع خواهم کرد. ما باید امیدمان به خدا باشد، برای خدا کار کنیم؛ منتها میدانیم که کار برای خدا جاذبه دارد. این شعارها، شعارهای الهی است. اگر چنانچه این پایبندی‌ها سست شود، اگر نسبت به این شعارها تقید و پایبندی کم شود، توفیقات الهی هم سلب خواهد شد(بیانات در دیدار رئیس‌جمهوری و اعضای هیئت دولت6/6/90))

سه شنبه 7/5/93 عید سعید فطر

این اشکهایی که از چشمها جاری میشود، در حقیقت از دل بیدار و پاک است که بیرون می‌آید و میجوشد. مردم عزیز ما این را باید قدر بدانند. ذخیره‌ای به دست آوردید، محصولی اندوختید در این ماه مبارک، آن را حفظ کنید؛ با قرآن انس پیدا کردید. این را حفظ کنید؛ این انس را حفظ کنید. این نماز جماعت اول وقت را، نماز در مسجد را، نمازِ با حال و حضور را برای خودتان در طول دوران سال نگه دارید و تا آنجایی که ممکن است، نگذارید این عوامل مادی، این خار و خاشاک، این خاکسترهای مادی روی این گوهر بنشیند. ملتی که این خصوصیات را در خود حفظ کند و این عروج معنوی و تکامل معنوی را در خود نگه دارد، این ملت در همه‌ی میدانها – در میدان مادی، در میدان معنوی، در عزت، در اقتدار، در ایجاد همه‌ی سرمایه‌های ملی – موفق خواهد شد. و ان‌شاءاللَّه این برای ملت ما پیش خواهد آمد(قسمتی از بیانات در عید سعید فطر19/6/89).

شنبه هفتم تیر ماه 93 روز قوه قضاییه

حادثه‌ی هفتم تیر یک محنت واقعی بود؛ حقیقتاً یک ضربه و یک حادثه‌ی تلخ و تکان دهنده‌ای بود برای کشور و برای نظام. در قلب دستگاه مدیریت کشور، شخصیتی مثل شهید مظلوم مرحوم آیةالله بهشتی و دیگر بزرگان، فعالان از قوه‌ی قضائیه، از مجلس شورای اسلامی، از دولت، از نخبگان سیاسی، از نخبگان علمی، یک چنین حادثه‌ای به وجود بیاید، یک چنین فاجعه‌ای رخ بدهد، واقعاً محنت بود. منتها در اینجا یک نکته‌ای وجود دارد که در طول تاریخ، این نکته قابل مشاهده و لمس است و آن این است که هرگاه ملتی، جماعتی، فردی در مقابل یک محنتی که بر آن جمع یا بر آن فرد یا بر آن ملت وارد میشود، صبر و بصیرت به خرج داد، آن محنت برای او تبدیل میشود به نعمت)  بیانات در دیدار رئیس و مسئولان قوه قضائیه (۱۳۹۰/۰۴/۰۶۱۳:۲۶(

چهارشنبه 14 خرداد 1393 رحلت امام خمینی (ره)

امام بزرگوار، با همه وجود، از اسلام دم زد. امروز همه امام را با وجودشان و با دلشان قبول دارند. کلمات امام، کلمات واضحی است؛ محکمات و بیّنات است. فرمایشات امام، هنوز در فضا طنین افکن است. وصیتنامه امام، میثاق همیشگی امام با امّت است. همه باید این کلمات را درست بفهمیم و بر آن تدبّر کنیم، تا راه امام را اشتباه نکنیم. کسانی که دم از امام می زنند، اما حاضر نیستند فکر امام و راه امام را بپذیرند و به آن تن بدهند، اشتباه می کنند. امروز ملت، دولت، رئیس جمهور، مجلس شورای اسلامی، قوّه قضاییّه، همه مسؤولان بلندپایه نظام، آحاد مردم، دانشگاهها و حوزه های علمیّه، دلشان برای اسلام می تپد. دنیا هم که برای انقلاب ما ارزش قائل است، به خاطر همین است که پشتیبانی عظیم میلیونی از این انقلاب را می بیند. اسلام عزیز، اسلام ناب، اسلامی که امام بزرگوار ما عمرش را وقف آن کرده بود و این ملت در راهش این همه فداکاری کرد، کارایی خود را نشان داده است. ملت ایران، هم در به وجود آوردن این انقلاب، هم در جنگ تحمیلی و دفاع از کشور در مقابل دشمنان متجاوز و هم در دوران سازندگی، نشان داد که این اسلام کارآمد است و می تواند کشور ویرانه ای را بسازد؛ و ان شاءاللَّه در میدانهای دیگری که باقی است – در زمینه های مختلف اقتصادی و فرهنگی – اسلام عزیز کارایی خود را نشان خواهد داد. بیانات معظم له در اجتماع باشکوه عزاداران مراسم نهمین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) (۱۳۷۷/۰۳/۱۴)

یک نکته‌ی اساسی این است که جامعه‌ی معلمین کشور عظمت کاری را که بر عهده گرفته‌اند و انجام میدهند، همواره در مد نظر داشته باشند. اگر انسان بداند که چه کار بزرگی را دارد انجام میدهد، انگیزه‌ی او، تحرک او، ایمان او و تلاش او در این کار، مضاعف خواهد شد. مثل یک رزمنده‌ی شجاعی که در یک نقطه‌ی حساسی از خطوط جبهه‌ی خودی مشغول کار و تلاش و مجاهدت است؛ نقش مجاهدت او آنچنان عظیم است که برای همه‌ی این جبهه میتواند اثر و فایده داشته باشد. اگر این رزمنده این را بداند، هرگز خسته نخواهد شد؛ احساس ملالت نخواهد کرد؛ هیچ عامل نومیدی در دل او اثر نخواهد گذاشت. این نکته باید در مقابل چشم معلمان ما همیشه حضور داشته باشد که نقش معلم برای یک جامعه، نقش حیاتی است؛ قابل مقایسه‌ی با بسیاری از نقشهای مهم و حساس در ترکیب اجتماعی نیستبیانات در دیدار گروه کثیری از معلمان سراسر کشور (۱۳۸۹/۰۲/۱۵۱۳:۱۳)

پنجشنبه 14 فروردین 1393 سالروز شهادت حضرت زهرا (س)

این خود یک معجزه ی اسلام است؛ یعنی فاطمه ی زهرا (سلام اللَّه علیها) در عمر کوتاه خود به مقامی میرسد که سیده ی نساء عالمین است؛ یعنی از همه ی زنان بزرگ و قدّیس طول تاریخ برتر است. این چه عاملی است، این چه نیروئی است، این چه قدرت متحول کننده ی عمیق درونی است که از یک انسان در این مدت کوتاه، میتواند یک چنین اقیانوس معرفت و عبودیت و قداست و عروج معنوی بسازد؟ خود این، معجزه ی اسلام است.

یک جنبه ی دیگر، نسل مبارک این بزرگوار است که تطبیق سوره ی کوثر با فاطمه ی زهرا (سلام اللَّه علیها) – اگر در آثار حدیثی ما هم نیامده باشد – یک تطبیق مصداقی درست است؛ این همه برکات بر خاندان پیغمبر، بر یکایک ائمه ی هدی (علیهم السّلام)! عالم پُر است از نغمه های دلنواز فردی و اجتماعی و دنیائی و اخروی که از این حنجره های پاک برخاسته؛ حسین بن علی، زینب کبری، امام حسن مجتبی، امام صادق، امام سجاد؛ هر کدام از ائمه. ببینید چه غوغائی است در عالم معرفت، در عالم معنویت، در بزرگراه هدایت از کلمات این بزرگواران و درسهای آنها و معارف آنها! این نسل فاطمه ی زهراست. بیانات معظم له در دیدار مداحان و ذاکران اهل بیت(ع) به مناسبت میلاد حضرت فاطمه ی زهرا(س (۱۳۸۶/۰۴/۱۴

پنجشنبه15 اسفند 1392 روز درختکاری

ان‌شاءاللّه که کاشت درخت، چه در این روز و این ایام که به نام درختکاری شناخته شده، و چه در بقیه‌ی ایامی که میشود درختکاری کرد، برای کشور مایه‌ی برکت و آبادانی باشد. واقع قضیه هم همین است که گیاه و درخت برای هر کشوری، برای هر مجموعه‌ی انسانی‌ای، مایه‌ی برکت است؛ برای همین هم در شرع مقدس اسلام و در احادیث ما، به مسئله‌ی درخت و نگهداری درخت و جلوگیری از قطع کردن درختان توصیه شده. خب، حالا این یک توصیه‌ی اسلامی است. امروز همه‌ی مردم دنیا هم به این مسئله توجه دارند و شاید بشود گفت که همیشه مردم و جوامع بشری به مسئله‌ی درخت اهمیت میداده‌اند.

 منتها من گلایه‌ای که باید بکنم از مجموع مسئولینِ مسئله‌ی درخت و درختکاری و جنگل و این چیزها، این است که ما اینجا دانه دانه درخت میکاریم، اما صدها صدها و هزارها هزارها درخت در جاهائی که نباید قطع شود، بی‌جهت قطع میشود؛ این خیلی اشکال بزرگی است که وجود دارد. علاوه بر اینکه آبادی‌ها و سبزی‌های اطراف شهرهای بزرگ به غلط و به غصب در اختیار افرادی قرار گرفت که میخواستند از زمین سوء استفاده کنند و هنوز هم دارند میکنند، و سبزی تبدیل شد به سیمان و آهن و اینها – که این یک مصیبتی برای شهرهاستمجموعه‌ی جنگلی کشور هم مورد تهدید جدی قرار داشت و قرار دارد؛ که باید جداً از آن جلوگیری شود. این، هم وظیفه‌ی دولت است، هم وظیفه‌ی مجلس است، هم وظیفه‌ی شهرداری‌هاست، هم وظیفه‌ی قوه‌ی قضائیه است؛ هر کدام به نحوی باید جلوی پیشرفت این حرکت غلطی را که امروز متأسفانه در کشور ما وجود دارد، بگیرند. (بیانات پس از مراسم درختکاری‌15/12/92)

سه شنبه 22 بهمن 1392 روز پیروزی انقلاب اسلامی

هر سال بیست و دوی بهمن، ملت ایران ضربه‌ای بر دشمنان وارد میکند؛ مثل بهمنی بر سر دشمنان و مخالفان فرود می‌آید. امسال هم این بهمن فرود آمد. بنده لازم میدانم مجدداً – که اگر تا صد بار هم تکرار شود، زیادی نیست – از ملت ایران به خاطر این حضور پرشکوه و عزتمندانه سپاسگزاری کنم. در مقابل این احساس، در مقابل این بصیرت، انسان باید تعظیم کند. این، ملت ایران است.دشمنان در مقابل این وضعیت، دچار انفعالند؛ این را من به شما عرض بکنم. برخلاف آنچه که وانمود میشود که آنها در موضع فعال قرار دارند، نه، اینجور نیست؛ دشمن در مقابل ملت ایران در موضع انفعال است. ملتی با عزم راسخ، با بصیرت، با ایمان، میداند چه میخواهد، راه را هم بلد است، سختی‌ها را هم با شجاعتِ تمام تحمل میکند؛ در مقابل این ملت، اسلحه‌های گوناگون سیاسی و نظامی و امنیتی و اقتصادی کنْد است؛ لذا دشمن در حال انفعال است. دشمنان چون در حال انفعالند، حرکات غیر منطقی میکنند.

دی ماه 1392

دوشنبه 9 دی ماه روز بصیرت

فتنه‌ی سال گذشته جلوه‌ای از توطئه‌ی دشمنان بود؛ فتنه بود. فتنه یعنی کسانی شعارهای حق را با محتوای صددرصد باطل مطرح کنند، بیاورند برای فریب دادن مردم. اما ناکام شدند. هدف از ایجاد فتنه، گمراه کردن مردم است. شما ملاحظه کنید؛ مردم ما در مقابله‌ی با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دی در سرتاسر کشور مشت محکمی به دهان فتنه‌گران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت – همان طوری که گویندگان و بزرگان و همه بارها گفته‌اند – یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلی معنا دارد؛ این نشانه‌ی این است که این مردم بیدارند، هشیارند. دشمنان ما باید این پیام را بگیرند. آن کسانی که خیال میکنند میتوانند میان نظام و میان مردم جدائی بیندازند، ببینند و بفهمند که این نظام، نظام خود مردم است، مال مردم است. (بیانات در دیدار هزاران نفر از مردم استان گیلان۱۳۸۹/۱۰/۰۸)

 آذر ماه سال 1392 چون هر سال مناسبتهایی را به همراه دارد از جمله مناسبتهای ذیل که بخشی از بیانات مقام معظم رهبری را درباره آنها بیان می نماییم:

5 آذر روز بسیج

16 آذر روز دانشجو

 5  آذر روز بسیج

هفته‌ی بسیج هم یک مقطع مهم است؛ یک یادبود بزرگ است. خوب، هفته‌های زیادی را اعلام کردند، داریم در طول سال؛ اما این یکی یک امتیازات استثنائی دارد؛ چرا؟ چون خود بسیج یک استثناء است؛ یک حادثه‌ی بی‌نظیر است. اینی که در یک کشور، از یک حقیقت، از یک نظام، مردم با همه‌ی وجود خودشان، با بهترین عناصرشان، با مؤمن‌ترین انسانهایشان دفاع کنند و حد و مرزی در عرصه‌های مختلف جهاد و دفاع نشناسند، در جای دیگری من سراغ ندارم؛ لااقل در این دنیای نزدیک به زمان خودمان – که دنیای انقلابها و تحولها و نظامهای گوناگون بوده – بنده چنین چیزی را سراغ ندارم؛ این مخصوص انقلاب ماست؛ و این دل نورانیِ امام بزرگوار ما بود که به این حقیقت دست یافت و به الهام الهی و به کمک الهی این را تحقق بخشید و زمینه‌ی عظیمِ دلهای منور مردم مؤمن، یک چنین محصولی را به انقلاب داد. بسیج این است(بیانات در دیدار جمع کثیری از بسیجیان کشور ۱۳۸۸/۰۹/۰۴  )

16 آذر روز دانشجو

بعد از پیروزی انقلاب این حرکت دانشجوئی – جنبش دانشجوئی، حضور دانشجوئی – صحنه ی عجیبی است. در همان ماه های اول، مسئله ی تشکیل سپاه پاسداران و حضور فعال دانشجویان در سپاه است و به فاصله ی چند ماه، تشکیل جهاد سازندگی به وسیله ی خود دانشجوهاست، که خود دانشجوها جهاد سازندگی را تشکیل دادند و خودشان آن را توسعه دادند؛ خودشان آن را پیش بردند، که یکی از برکات و افتخارات نظام اسلامی، جهاد سازندگی بود. چند ماه بعد از این، موج دوم حضور دانشجویان در مواجهه و مقابله ی با عناصر مسلحی بود که دانشگاه را لانه ی خودشان کرده بودند، که اتفاقاً خیلی از آنها غیر دانشجو بودند و همین دانشگاه تهران تبدیل شده بود به مرکز تسلیحات و تفنگ و مهمات و نارنجک! آنها این وسائل را جمع کرده بودند برای اینکه با انقلاب مبارزه کنند. کسی که توانست اینها را از دانشگاه تهران ازاله کند، خود دانشجوها بودند؛ حرکت عظیم دانشجوها که اینجا هم خودش را نشان داد. (بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار اساتید و دانشجویان در دانشگاه علم و صنعت ۱۳۸۷/۰۹/۲۴)

 برخی مناسبتهای آبان ماه 1392 به شرح ذیلند ،لذا به بیان سخنانی از حضرت آیت الله العظمی خامنه ای مد ظله العالی درباره این مناسبتها که در سالهای گذشته ایراد فرمودند میپردازیم:

2 ابان ماه 1392 عید سعید غدیر (18 ذی الحجه)

13 آبان روز دانش آموز

2 ابان ماه 1392 عید سعید غدیر (18 ذی الحجه)

 عید غدیر اگرچه شاخص فرقه‌ی امامیه‌ی شیعه است، ولی در واقع با مفهوم و محتوا و مضمون گسترده‌ای که این حادثه دارد، این عید متعلق به همه‌ی مسلمانان، بلکه با توضیحی که عرض خواهم کرد، متعلق به همه‌ی کسانی است که برای بهروزی انسان دل میسوزانند.

ما شیعیان این اعتقاد راسخ را که متکی به دلیل متقن و غیر قابل تردید است، درباره‌ی امیرالمؤمنین علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه‌السّلام) داریم. این حدیث متواتریعنی حدیث روز غدیر – را که همه‌ی محدثین بزرگ اسلام، از شیعه و سنی نقل کرده‌اند، مستند این عقیده‌ی متقن میدانیم.

پیغمبر اکرم در یک روز گرم و در یک نقطه‌ی حساس، در مقابل چشم مردم، علی‌بن‌ابی‌طالب (علیه الصّلاة و السّلام) را به عنوان امام مسلمین پس از خود و ولی امر امور اسلام معین کرد و به مردم معرفی کرد؛ «من کنت مولاه فهذا علیّ مولاه». این عطف به آیات متعددی است که ولایت پیغمبر از سوی خدای متعال تثبیت شده است؛ «انّما ولیّکم اللَّه و رسوله» و آیات متعدد دیگر. میفرماید: آن کسی که من ولی او هستم، این علی ولی اوست. هر معنائی که ولایت در مورد پیغمبر دارد، همان معنا در مورد امیرالمؤمنین با این نصب پیغمبر و معرفی پیغمبر محقق است. این یک دلیل محکم و مستندِ غیر قابل تردید است. در این خصوص، بزرگان بحث کرده‌اند. لازم نیست وارد بحثهای اعتقادی بشویم؛ این مسلّم است.

علی‌بن‌ابی‌طالب را آن روز همه‌ی مردم از نزدیک آزموده بودند؛ کسی نبود که نسبت به این نصب امیرالمؤمنین دچار تردید شود. روشن بود که این مرد فداکارِ مخلصِ دارای مرتبه‌ی عالی ایمان و تقوا، شایسته‌ی یک چنین حرکتی از سوی پیغمبر اکرم و در واقع از سوی خدای متعال است. نصب امیرالمؤمنین، نصب نبوی نبود؛ نصب الهی بود؛ این شأن پروردگار بود که پیغمبر این را به مردم مؤمن ابلاغ کرد.( بیانات در جمع 110 هزار بسیجی‌ در روز عید غدیر ۱۳۸۹/۰۹/۰۴)

عید غدیر را فرموده‌اند: «عید اللَّه الاکبر»؛ از همه‌ی اعیاد موجود در تقویم اسلامی این عید بالاتر است؛ پرمغزتر است؛ تأثیر این عید از همه‌ی این اعیاد بیشتر است. چرا؟ چون تکلیف امت اسلامی در زمینه‌ی هدایت، در زمینه‌ی حکومت، در این حادثه‌ی غدیر معیّن شده است. حرفی نیست که بر طبق توصیه‌ی پیامبر اعظم در غدیر عمل نشد – پیغمبر هم طبق بعضی از روایتها خبر داده بود که عمل نخواهد شد – اما مسئله‌ی غدیر، مسئله‌ی ایجاد یک شاخص است، یک معیار و میزان است. تا آخر دنیا مسلمانان میتوانند این شاخص را، این معیار را جلوی خودشان قرار بدهند و تکلیف مسیر عمومیِ امت را معیّن کنند. اینی که پیغمبر اکرم حساسترین زمان را برای اعلام مسئله‌ی ولایت انتخاب کرد، این انتخابِ پیغمبر نبود، انتخابِ خدای متعال بود. از طرف پروردگار وحی رسید که: «بلّغ ما انزل الیک من ربّک». نه اینکه پیغمبر مسئله‌ی امامت و ولایت را از سوی پروردگار قبلاً نمیدانست؛ چرا، از اولِ بعثت برای پیغمبر مسئله روشن بود. بعد هم حوادث گوناگون این بیست و سه سال، آنچنان این حقیقت را عریان کرد و آشکار کرد که جای تردیدی باقی نمیگذاشت؛ اما اعلان رسمی باید در حساس‌ترین زمان اتفاق می‌افتاد و به دستور پروردگار اتفاق افتاد: «بلّغ ما انزل الیک من ربّک و أن لم تفعل فما بلّغت رسالته»؛ یعنی این یک رسالت الهی است که باید بگوئی. بعد هم که در غدیر خم، در نزدیکی جحفه، نبی مکرم مردم را متوقف کردند، کاروانهای حجاج را جمع کردند و این مطلب را اعلان کردند، آیه‌ی شریفه آمد که: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی»؛ نعمت کامل شد، دین کامل شد. در سوره‌ی مبارک مائده قبل از آیه‌ی «الیوم اکملت»، این آیه‌ی مبارک است: «الیوم یئس الّذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون»؛امروز روز یأس و ناامیدی دشمنان است؛ یعنی معیار مشخص شد، شاخص معلوم شد؛ امت هر وقت بخواهند، هر وقت چشم خود را بر حقیقت باز کنند، شاخص را خواهند دید، معیار را مشاهده خواهند کرد، تردیدی باقی نخواهد ماند. اهمیت غدیر این است. (دیدار هزاران نفر از قشرهای مختلف مردم در سالروز عید سعید غدیر۱۳۸۸/۰۹/۱۵ )

13 آبان روز دانش آموز

 مناسبت سیزدهم آبان بیش از همه متعلق است به زبده‌ترین جوانان کشور ما؛ به دانشجویان، به دانش‌آموزان. این جلسه هم که یک نمونه‌ای از اجتماع عظیم جوانان کشور در سراسر این میهن الهی است، جلسه‌ی سرشار از معرفت، بصیرت و لبالب از شور و شوق به آرزوها و آرمانهای بزرگ انقلابی است. برای من هم این یکی از شیرین‌ترین فرصتهاست که با شما جوانان عزیزم، فرزندان عزیزم دیدار میکنم و چند جمله‌ای از مطالبی که باید میان ما مطرح باشد، در اینجا مطرح میکنم.

مناسبتهای تاریخی غالباً حکم یک نماد و یک سمبل را دارند. روز سیزده آبان به خودی خود با روزهای قبل و روزهای بعد تفاوتی ندارد؛ اما یک نماد است. نماد یعنی چه؟ یعنی یک رمزی که پشت سر خود، در دل خود، معانی فراوانی نهفته دارد. انسان یک کلمه بر زبان می‌آورد، معانی و حقایق بسیاری در دل این کلمه هست؛ سیزده آبان از این قبیل است. این روز یک نماد است و عقبه‌ی وسیعی داردبیانات در دیدار دانش‌آموزان‌ در آستانه 13 آبان ۱۳۸۹/۰۸/۱۲  )

روز 13 آبان را ملت ما و مسئولین ما نامگذاری کردند: روز مبارزه‌ی با استکبار جهانی. مبارزه یک امر مهم و پیچیده است. با هر پدیده‌ای یک جور میشود مبارزه کرد. با دشمنی که در مرزها به کشور حمله میکند، یک جور باید مبارزه کرد؛ با دشمنی که شیوه‌های امنیتی را به کار میبرد، یک جور باید مبارزه کرد؛ با دشمنی که اساس یک ملت را، یک جامعه و یک کشور را تهدید میکند و از بنِ دندان با یک ملت دشمنی میورزد و انواع روشها را به کار میبرد هم یک جور باید مبارزه کرد. یک مبارزه‌ی صحیح، منطقی و معقول و در عین حال قاطع، احتیاج دارد به چند چیز:
یکی انگیزه‌ی برخاسته از ایمان است. با دستور نمیشود ملتی را، جوانانی را وادار کرد به ایستادگیِ در یک میدان دشوار. باید انگیزه از دل بجوشد؛ آن هم انگیزه‌ی ناشی از ایمان. این در جوانهای ما امروز به حد کافی وجود دارد؛ من با اطلاع عرض میکنم، با آشنائی با نسل جوانمان و قشر جوانمان عرض میکنم: امروز جوانهای ما از آن روزی که در سال 57، رژیم پهلوی – رژیم دست‌نشانده‌ی آمریکا – به جوانان ما تو همین خیابانها حمله کرد و خون آنها را ریخت، انگیزه‌ی‌شان بیشتر است و کمتر نیست( بیانات‌ در دیدار دانش‌آموزان در آستانه سیزدهم آبان۱۳۸۸/۰۸/۱۲  )

دوشنبه اول مهر ماه 1392 مصادف است با آغاز سال تحصیلی مدارس. به همین مناسبت به بیان قسمتی از توصیه های مقام معظم رهبری درباره دانش اموزان به معلمان گرامی می پردازیم:

 آنچه که به معلم ارزش میدهد، چند چیز است؛ یکی از اینها عبارت است از اینکه ماده‌ی خامی که در دست معلم است و با کار خود و تلاش خود میخواهد او را به محصول نهائی برساند، یک ماده‌ی بی‌جان نیست؛ انسان است. این خیلی مهم است. یک وقت انسان یک ماده‌ی جامد را با تلاش خود، ابتکار خود، عرق ریختن و ساعتها صرف کردن، تبدیل میکند به یک محصول مطلوب؛ که به جای خود ارزشمند است. یک وقت این ماده‌ای که دست ماست، یک موجود انسانی است، با استعدادهایش، با عواطفش، با احساساتش، با ظرفیتهای فراوانی که در یک انسان وجود دارد. این نوجوان ممکن است فردا کسی مثل امام بزرگوار ما بشود، ممکن است یک مصلح اجتماعی بشود، ممکن است یک دانشمند برجسته بشود، ممکن است یک انسان صالح و والا بشود. همه‌ی این استعدادها در مجموعه‌ی نوجوانان و کودکانی که در اختیار معلم قرار میگیرند، وجود دارد. ما میخواهیم این استعداد را به فعلیت برسانیم؛ ببینید چقدر این کار مهم است. بیشتر خطابم به عامه‌ی مردم ماست، به قشرهای مختلف جامعه‌ی ماست؛ قدر معلم را بدانند، منزلت معلم را بشناسند. (بیانات در دیدار جمعی از معلمان سراسر کشور به مناسبت هفته‌ی معلم‌13/2/91)

در مرداد ماه سال جاری(1392شمسی)مناسبتهای گوناگونی وجود دارد ازجمله :

19 مرداد ماه عید سعید فطر

26مرداد ماه سالروز بازگشت ازادگان

لذا به بیان گزیده هایی از بیانات مقام معظم رهبری در این مناسبتها در سال های گذشته می پردازیم:

19 مرداد ماه عید سعید فطر

یک گام به سمت خدا بردارید، خدای متعال شما را به خود نزدیک میکند. آن کسانی که به حقیقت، به معنویت، به خدا و به دین پشت کرده‌اند، خدای متعال از روی رأفت و رحمت، آنها را دعوت میکند و فرا میخواند؛ این لطف و رحمت الهی است. جوانهای عزیزمان نورانیتهائی را که در این ماه به دست آوردند، ان‌شاءاللّه برای خود حفظ کنند؛ این ذخیره را برای تمام طول عمر و لااقل برای این یک سال تا عید فطر آینده و تا ماه رمضان آینده، برای خود نگه دارند. انس با قرآن را، توجه به خدا را، ذکر را، حضور در صحنه‌هائی که خدای متعال دوست میدارد بندگانش در آن صحنه‌ها حضور پیدا کنند – چهصحنه‌های مربوط به درون خود ما، چه آنچه که مربوط به گستره‌ی دنیای اسلام و جامعه‌ی ما و امت اسلامی است – برای خود نگه داریم، حفظ کنیم؛ و خدای متعال هم برکت خواهد داد.خطبه‌های نماز عید فطر 1433 هجری قمری ۱۳۹۱/۰۵/۲۹ – )

26مرداد ماه سالروز بازگشت ازادگان

من همین‌جا عرض بکنم که انصافاً در طول این بیست و دو سالی که از بازگشت اسیران عزیز ما و آزادگان بلندآوازه‌ی ما میگذرد، کم‌کاری صورت گرفته. ما باید چندین برابرِ آنچه که تاکنون کتاب نوشته شده است، در این خصوص کتاب داشته باشیم. ما باید فیلمهای هنری برجسته‌ای از وضع آزادگانمان در اردوگاه‌ها و زندانها داشته باشیمشما ببینید غربی‌ها و مؤسسات بزرگ فیلمسازی چقدر راجع به ماجراهای اسارتهائی که در جنگ دوم یا جنگ اول داشتند، فیلم تهیه کردند؛ فیلمهای خوب، فیلمهای برجسته؛ در حالی که آنچه در آن فیلمها وجود دارد، نشان‌دهنده‌ی روحیات مادی آن اسیرانی است که گرفتار شده بودند؛ که در زندگی آنها، در حرفهای آنها، در معاملات آنها به چشممیخورد. همچنان که شنیدم مأمور صلیب سرخ به آزادگان ما در دوران اسارت میگفته است که ما وقتی به اردوگاه‌های اسیران جنگ در کشورهای دیگر میرویم، سرخوردگی و افسردگی و خودزنی و خودکشی و اینها مشاهده میکنیم؛ چرا شما ندارید؟ او باید این سؤال را میکرد. جوابش معلوم است: وقتی دل با معنویت آشنا نبود، با خدا آشنا نبود، نتیجه‌اش همان است. وقتی دل با خدا آشنا بود، وقتی احساس ارتباط کرد، وقتی احساس اعتماد کرد، وقتی خود را تنها ندید، وقتی در درون سلولهای تنگ و شکنجه‌بار، بهشت معنوی را با خود مشاهده کرد – آنچنان که در بیانات این عزیزان بود و در خاطراتی که نوشته شده، هست – دیگر افسردگی جائی ندارد، سرخوردگی جائی ندارد، خودکشی معنا ندارد. این یک بخش از قضیه است، که ما باید از ذره‌ذره‌ی این بحر عمیق و وسیع – که زندگی آزادگان است – بیشتر از این مطلع باشیم، که مطلع نیستیم. (بیانات در دیدار جمعی از آزادگان ۱۳۹۱/۰۵/۲۵ – )

منبع:www.leader.ir

با توجه به مناسبت  نیمه شعبان که در تیر ماه 1392 قرار گرفته ، به بیان سخنانی از مقام معظم رهبری در ارتباط با مهدویت و میلاد حضرت قائم(عج) که در سالهای گذشته ایراد فرموده اند می پردازیم:

سوم تیر ماه :ولادت حضرت قائم

اما مسئله‌ی مهدویت که این روزها به مناسبت نزدیکی نیمه‌ی شعبان و عید بزرگ اسلامی – بلکه بشری – با طرح این مسئله تناسب دارد، همین قدر باید عرض کنیم که مسئله‌ی مهدویت در شمار چند مسئله‌ی اصلی در چرخه و حلقه‌ی معارف عالیه‌ی دینی است؛ مثل مسئله‌ی نبوت مثلاً، اهمیت مسئله‌ی مهدویت را در این حد باید دانست. چرا؟ چون آن چیزی که مهدویت مبشر آن هست، همان چیزی است که همه‌ی انبیاء، همه‌ی بعثتها برای خاطر آن آمدند و آن ایجاد یک جهان توحیدی و ساخته و پرداخته‌ی بر اساس عدالت و با استفاده‌ی از همه‌ی ظرفیتهائی است که خدای متعال در انسان به وجود آورده و قرار داده؛ یک چنین دورانی است دیگر، دوران ظهور حضرت مهدی (سلام اللَّه علیه و عجّل اللَّه تعالی فرجه). دوران جامعه‌ی توحیدی است، دوران حاکمیت توحید است، دوران حاکمیت حقیقی معنویت و دین بر سراسر زندگی انسانهاست و دوران استقرار عدل به معنای کامل و جامع این کلمه است. خب، انبیاء برای این آمدند.( بیانات در جمع اساتید و فارغ‌التحصیلان تخصصی مهدویت(۱۳۹۰/۰۴/۱۸)

آنچه که در باب این میلاد مبارک به طور دائم باید مورد توجه باشد، این است که امام زمان علیه سلام‌اللَّه، رمز عدالت و مظهر قسط الهی در روی زمین است. به همین جهت است که همه‌ی بشریت، به شکلی انتظار ظهور آن حضرت را می‌کشند. البته مسلمانان به صورت مشخص، این انتظار بزرگ را معلوم و تحدید کردند و شیعیان نسبت به شخصی که این لباس بر قامت او دوخته شده است، آگاهیهای روشن و مشخص کننده‌ای هم دارند. لذاست که موضوع امام زمان عج اللَّه تعالی فرجه الشریف، با این دید، نه مخصوص شیعه و نه حتی مخصوص مسلمین است. بلکه انتظاری در دل همه‌ی قشرهای بشر و ملتهای عالم است. امیدی است در دل بنی‌آدم؛ که تاریخ بشریت به سمت صلاح حرکت می‌کند. این امید، به بازوان قوت می‌بخشد، به دلها نور می‌دهد و معلوم می‌کند که هر حرکت عدالتخواهانه‌ای، در جهت قانون و گردش طبیعی این عالم و تاریخ بشر است. به همین خاطر است که وقتی ملت ما، قبل از پیروزی انقلاب به مبارزات مشغول بودند، احساسشان این بود که در جهت پیشرفت به سمت آرمان بشریت حرکت می‌کنند. بعد از پیروزی انقلاب هم احساس ملت ایران این است که هر حرکت و هر اقداممان؛ هر مبارزه‌ای که کردیم و هر رنجی که تحمل نمودیم، در جهت مقصودی است که میان آحاد بشر و همه‌ی اهل معرفت مشترک است. مقصود، استقرار عدالت، و هدف، رسیدن به عدل برای بشر است. و اسلام این عدل را تأمینمی‌کند. (بیانات مقام معظم رهبری در دیدار مهمانان خارجی دهه فجر و قشرهای مختلف مردم درروز نیمه شعبان (۱۳۷۱/۱۱/۱۸ –)

با نگاهی به تقویم سال 1392 از جمله مناسبتهای  خرداد ماه عباتند از :

3 خرداد آزاد سازی خرمشهر و ولادت حضرت علی (ع)

ارتحال امام خمینی (ره)

اینک به بیان سخنانی از مقام معظم رهبری در این مناسبتها در سالهای گذشته می پردازیم :

3 خرداد ماه ازاد سازی خرمشهر:

ان‌شاءالله‌ خاطره‌ی‌ این‌ روز تاریخی‌ و فراموش‌نشدنی‌، همواره‌ بر شما برادران‌ عزیز و دلاوران‌ صحنه‌ی‌ نبرد، گرامی‌ باد.
وقتی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ عزیز پیروز شد، خیلیها در دنیا تلاش‌ کردند آن‌ را جدی‌ نگیرند و باور نکنند. یک‌ دستگاه‌ سیاسی‌ و یک‌ حکومت‌، آن‌ وقتی‌ حقیقی‌ و جدی‌ است‌، که‌ بر دوش‌ مردم‌ خود و به‌ نیروی‌ ملت‌ خویش‌ متکی‌ باشد و این‌ نیرو بتواند در لحظه‌ی‌ نیاز، کارایی‌ خودش‌ را نشان‌ بدهد. وقتی‌ نیروهای‌ متجاوز، مرزهای‌ ما را شکستند و وارد شدند و ما هزاران‌ کیلومتر مربع‌ از میهن‌ عزیزمان‌ را زیر پای‌ بیگانگان‌ دیدیم‌، دشمنان‌ ما شاد شدند. این‌ نظریه‌ که‌ انقلاب‌ و تشکیلات‌ مردمی‌ عظیمی‌ که‌ در برابر نظم‌ سلطه‌ی‌ جهانی‌ ایستاده‌، جدی‌ و عمیق‌ نیست‌، در ذهن‌ دشمنان‌ این‌ انقلاب‌ نیرو گرفت‌ و آنها را امیدوار کرد و باز ما این‌ امید را در حرفها و قیافه‌گرفتنها و اظهارات‌ و مکاتبات‌ و رفت‌وآمدهایشان‌ دیدیم‌; اما وقتی‌ “فتح‌ المبین‌ “اتفاق‌ افتاد و در چند روز، یک‌ پیروزی‌ بزرگ‌ در آن‌ صحنه‌ی‌ به‌ آن‌ عظمت‌، به‌ دست‌ نیروهای‌ همین‌ ملت‌، به‌ دست‌ نیروهای‌ مسلح‌ همین‌ کشور، به‌ دست‌ وفاداران‌ صمیمی‌ انقلاب‌ ـ یعنی‌ شماها ـ پدید آمد، ارکان‌ تفکر استکباری‌ دنیا متزلزل‌ شدو وقتی‌ در فاصله‌ی‌ تقریبا بیست‌ روز، عملیات‌ “بیت‌ المقدس‌” با آن‌ وسعت‌ و با آن‌ عظمت‌ و با آن‌ ضربه‌ی‌ قاطع‌ بر دشمن‌ آغاز شد و بالاخره‌ خرمشهر به‌ میهن‌ اسلامی‌ برگشت‌ و هزاران‌ نفر از متجاوزان‌ به‌ اسارت‌ گرفتار شدند و جبهه‌ی‌ دشمن‌ متزلزل‌ و درهم‌ کوبیده‌ شد، در حقیقت‌ این‌ پندار باطلی‌ که‌ دشمنان‌ اسلام‌ و انقلاب‌ و ایران‌ سعی‌ می‌کردند آن‌ را گسترش‌ بدهند، بکلی‌ منهدم‌ شد و از بین‌ رفت‌. پس‌، این‌ یک‌ مقطع‌ برای‌ انقلاب‌ بود. (بیانات‌ معظم‌له در مراسم‌ اعطای‌ نشان‌ فتح‌ به‌ تعدادی‌ از فرماندهان‌ عملیات‌های‌ فتح‌المبین‌ و بیت‌المقدس‌ (۱۳۶۹/۰۳/۰۳ –)

ولادت حضرت علی (ع):

وجود امیرالمؤمنین ‌(علیه‌الصلاة ‌و السلام‌)، از جهات‌ متعدد و در شرایط گوناگون‌، برای‌ همه‌ی‌ نسلهای‌ بشر، یک‌ درس‌ جاودانه‌ و فراموش‌نشدنی‌ است‌; چه‌ در عمل‌ فردی‌ و شخصی‌ خود، چه‌ در محراب‌ عبادتش‌، چه‌ در مناجاتش‌، چه‌ در زهدش‌، چه‌ در محو و غرق‌ شدنش‌ در یاد خدا، و چه‌ در مبارزه‌اش‌ با نفس‌ و شیطان‌ و انگیزه‌های‌ نفسانی‌ و مادی‌. این‌ جملات‌ از زبان‌ امیرالمؤمنین‌، در فضای‌ آفرینش‌ و فضای‌ زندگی‌ انسان‌، همچنان‌ پرطنین‌ است‌: “یا دنیا … غری‌ غیری‌”: ای‌ جلوه‌های‌دنیا، ای‌ زیباییهای‌ پرجاذبه‌، ای‌ هوسهایی‌ که‌ قویترین‌ انسانها را به‌ دام‌ خود می‌کشید، بروید کس‌ دیگری‌ غیر علی‌ را فریب‌ بدهید; علی‌ بزرگتر و بالاتر و قویتر از این‌ حرفهاست‌. بنابراین‌، یکایک‌ انسانهای‌ بیدار، در لحظه‌لحظه‌ی‌ زندگی‌ امیرالمؤمنین‌ و در ارتباطش‌ با خدا و معنویت‌، درسهای‌ فراموش‌نشدنی‌ پیدا می‌کنند  .( سخنرانی‌ در دیدار اقشار مختلف‌ مردم‌ و مسؤولان‌ و کارگزاران‌ نظام‌، در سالروز میلاد حضرت‌ علی‌(ع‌) (۱۳۶۹/۱۱/۱۰ –)

درباره‌ی مقام امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاة و السّلام)، زبانهای نوع بشر و قدرت تصویر و ترسیم انسانها، عاجز از ارائه‌ی کُنه و حقیقت مطلبند؛ بلکه عاجز از تصور آن مقام شامخ و کُنه عظمت آن بزرگوارند. ما با قیاس به معلومات خودمان می‌توانیم چیزی را بشناسیم و بفهمیم. امیرالمؤمنین (علیه‌الصّلاة و السّلام) از مقیاسهای ما خارج است. او را با ذرع و پیمانه‌یی که برای سنجیدن انسانها و فضیلتها و محسّنات و زیباییها در اختیار ماست، نمی‌شود سنجید و اندازه گرفت؛ او بالاتر از این حرفهاستآنچه که ما می‌بینیم، درخشش آن بزرگوار است که به چشم هر انسانی – حتّی دشمنان و مخالفان – می‌آید؛ چه برسد به دوستداران و یا شیعیان؛ همچنان که از روات اهل سنتروایت شده که رسول خدا(صلّی‌اللَّه‌ علیه‌ و آله ‌و سلّم) فرمود: «علی‌بن‌ابی‌طالب یزهر فی‌الجنّة ککوکب الصّبح لاهل الدّنیا»؛ درخشش امیرالمؤمنین (علیه‌السّلامدر بهشت، مثل درخشش ستاره‌ی صبح برای مردم دنیاست؛ نور را می‌بینند، درخشش را می‌بینند؛ اما ابعاد و جزییات را نمی‌توانند درک کنند و ببینند. سخنرانی‌ در دیدار با اقشار مختلف‌ مردم‌، در سالروز میلاد باسعادت‌ حضرت‌ علی‌ (ع‌) (۱۳۷۰/۱۰/۲۹ –)

ارتحال امام خمینی (ره):

البته در این خانه که از زوایا و از هر اتاق آن، یادی از امام عظیم‌الشأن راحلمان داریم، جای خالی ایشان را مشاهده کردن، سخت است؛ ولی همان‌طور که فرمودید، این خاطرات، خاطراتی جاودانه و تمام‌نشدنی است. این‌جا همان جایی است که اولین جرقه‌های این انقلاب عظیم زده شده و درخشیده است. فرمایشهای جاودانه‌ی امام بزرگوارمان از این منزل به همه‌ی دنیا فرستاده شده است. آن بزرگوار، سخت‌ترین امتحانها را در این‌جا از سر گذراندند و در این خانه چگونگی استقامت در مقابل باطل و امید به حق را به دنیا یاد دادند.

روز دوم فروردین سال 42 مثل همین حالا در مقابل چشمم قرار دارد. بعد از قضایای مدرسه‌ی فیضیه و آن حوادث کذایی، اولِ شب خودمان را با دوستان به این‌جا رساندیم – چون همه از این خانه نگران بودند که چه خواهد شد – از آن درِ حیاط کوچک وارد شدیم و دیدیم که ایشان آن گوشه‌ی حیاط ایستاده‌اند و مشغول اقامه‌ی نماز مغرب و عشا هستند و جمعی هم با ایشان مشغول نمازند. آن‌چنان طمأنینه‌یی در وجود ایشان بود که هر اضطرابی را تمام می‌کرد؛ اصلاً کأنه هیچ حادثه‌یی اتفاق نیفتاده است؛ واقعاً مثل کوه استوار ایستاده بودند و مشغول نماز بودند؛ بعد هم از آن پله‌ها بالا آمدند و به اتاق دست چپ تشریف بردند و نشستند؛ طلبه‌ها هم ریختند که بیانات ایشان را بشنوند. از جمله‌ی حرفهای ایشان در آن روز – که عین شدت اختناق و تسلط دستگاه ستمگر بود – این بود که گفتند اینها خواهند رفت و شماها خواهید ماند و ما از این سخت‌ترش را هم دیده‌ایم؛ تحمل و ایستادگی کنید. این برای ما درس امید است. حقیقتاً استقامت ایشان در مقابل شداید و امیدشان به آینده این بود؛ و همین است که امروز هم می‌تواند ملت ما را پیش ببرد؛ یعنی امید به آینده و ایستادگی در مقابل مشکلات. ایشان درس عملی و عینیِ این را دادند و راهشان این راهبود.بیانات به هنگام بازدید از منزل حضرت امام خمینی(ره) در قم (۱۳۷۰/۱۲/۰۱ –)

با نگاهی به روزشمار اردیبهشت ماه سال 92و مناسبتهای آن فرمایشاتی از مقام معظم رهبری مد ظله العالی با توجه به این مناسبتها، در ذیل بیان می­گردد:

11 اردیبهشت ماه ولادت حضرت زهرا(س)

12 اردیبهشت ماه روز شهادت شهید مطهری و بزرگداشت مقام معلم

11 اردیبهشت ماه ولادت حضرت زهرا(س)

وقتی‌ به‌ صف‌ اولیا و عبادالله‌الصالحین‌ نگاه‌ می‌کنید، قله‌هایی‌ وجود دارد که‌ نسبت‌ آن‌ قله‌ها به‌ بقیه‌ی‌ انسانهای‌ بزرگ‌ عالم‌ معنا، یک‌ نسبت‌ غیرقابل‌ تصور و فوق‌العاده‌ عظیمی‌ است‌. اختلاف‌، اختلاف‌ فاحشی‌ است‌. این‌ قله‌ها، همان‌ کسانی‌ هستند که‌ در تاریخ‌ نبوتها هم‌ هرجا شما چشم‌ بدوزید، از هر طرف‌ آنها را می‌بینید; مثل‌ انبیای‌ اولوالعزم‌ و بزرگانی‌ از این‌ دست‌ و در این‌ حد. اما درمجموعه‌ی‌ این‌ عظمتها و شکوهها و در بین‌ این‌ برجسته‌ترینها که‌ ذکرشان‌ برای‌ ما فقط لقلقه‌ی‌ لسان‌ است‌ و امثال‌ من‌، دل‌ و روح‌ و جانشان‌، بسیار کوچکتر و خردتر و حقیرتر از آن‌ است‌ که‌ بخواهند این‌ معنویتها را درک‌ کنند و همین‌طور از دور تصویری‌ در ذهنشان‌ دارند و آن‌ را بر زبان‌ می‌آورند ـ که‌ باز این‌ تصویر هم‌، از کلمات‌ خودشان‌ است‌ چند نمونه‌ی‌ بسیار نادر وجود دارد که‌ از حد توصیف‌ و بیان‌بالاترند و یکی‌ از اینها، فاطمه‌ی‌ زهرا (سلام‌الله‌ علیها) است‌. فقط با پیامبر و با امیرالمؤمنین‌ می‌شود او را مقایسه‌ کرد.
در مقام‌ تنزل‌ وجود، آن‌جایی‌ که‌ عظمتهای‌ ملکوتی‌ به‌ واقعیتهای‌ عالم‌ جسم‌ و ملک‌ می‌پیوندد و این‌ قالبهای‌ بشری‌، حامل‌ آن‌ معنویتها و روحها می‌شود; آن‌وقت‌، هر حرکت‌ و هر اشاره‌ و هر حرف‌ از زبان‌ آنها، برای‌ ماها که‌ عقب‌ هستیم‌، یک‌ سرمشق‌ نورانی‌ می‌شود. این‌ کافی‌ نیست‌ که‌ ما بدانیم‌ فاطمه‌ی‌ زهرا (سلام‌الله‌ علیها) در چه‌ اوجی‌ و با چه‌ عظمتی‌ در این‌ عالم‌ بوده‌ و در عالم‌ معنا و ملکوت‌ خواهد بود. البته‌ دانستنش‌ برای‌ ما یک‌ معرفت‌ است‌ و اگر معرفت‌ روشنی‌ گیر کسی‌ بیاید ـ که‌ آن‌ هم‌ جز در سایه‌ی‌ عمل‌ به‌ دست‌ نمی‌آید ـ خیلی‌ قیمت‌ دار..سخنرانی‌ در دیدار مداحان‌ اهل‌بیت‌(ع‌)، به‌ مناسبت‌ میلاد مبارک‌ صدیقه‌ی‌ کبری‌ فاطمه‌ی‌ زهرا(س‌) ۱۳۶۹/۱۰/۱۷)

12 اردیبهشت ماه روز شهادت شهید مطهری و بزرگداشت مقام معلم

باید روی‌ افکار شهید مطهری‌، کار فکری‌ بشود. یعنی‌ جمعی‌ اهل‌ تحقیق‌ و علاقه‌مند به‌ کار علمی‌، بنشینند و نظرات‌ و تفکرات‌ شهید مطهری‌ را در ابواب‌ مختلف‌ استخراج‌ کنند. مثلا از مجموع‌ آثار ایشان‌، نظر آن‌ شهید را در باب‌ وجود، در باب‌ انسان‌، در باب‌ اختیار، در باب‌ عدالت‌، در باب‌ تاریخ‌، در باب‌ قضا و قدر، در باب‌ عرفان‌ و درباره‌ی‌ موضوعات‌ بی‌شمار و متنوعی‌ که‌ ایشان‌ در مباحثشان‌ مطرح‌ کرده‌اند، استخراج‌ کنند. اگر نظرات‌ مختلفی‌ در طول‌ زمان‌ داشته‌اند، مثلا در یک‌ دوره‌ در مسأله‌یی‌، این‌ نظر را داشته‌ و سپس‌ در چند سال‌ بعد، نظر ایشان‌ تغییر کرده‌، آن‌ را در این‌ کتاب‌ مشخص‌ کنند و روی‌ آن‌ کار نمایند. این‌، راه‌ گسترش‌ و پیشرفت‌ و شکوفایی‌ فکری‌ جامعه‌ بر مبنای‌ آثار شهید مطهری‌ است‌ که‌ امیدواریم‌ این‌ کار انجام‌ بگیرد و در وضع‌ کنونی‌، همه‌ی‌ قشرها مسؤولیت‌ خودشان‌ را در قبال‌ این‌ حرکت‌ عظیمی‌ که‌ جامعه‌ی‌ ما به‌ آن‌ سرگرم‌ است‌، پیدا کنند و آن‌ را بخوبی‌ انجام‌ دهند.
(سخنرانی‌ در دیدار گروهی‌ از معلمان‌ و فرهنگیان و جمعی‌ از کارگران، در تقارن روز معلم‌ و روز جهانی‌ کارگرسال 1369)

در فرهنگ و آموزشهای اسلامی ملاحظه کرده‌اید که چه‌قدر به رعایت معلم توصیه شده، و شاگرد خودش را در مقابل معلم کوچک می‌شمارد و نسبت به او کوچکی می‌کند. این کوچکی مطلوب است؛ با این‌که می‌دانید در اسلام، هیچ انسانی نباید در مقابل انسان دیگری خود را کوچک و تحقیر بکند؛ اما این از موارد استثنایی است. کوچکی نسبت به والدین هم از موارد استثنایی است. انسان پیش والدین باید خودش را کوچک بکند؛ «و اخفض لهما جناح الذّل»(1): خودت را در مقابل پدر و مادرت ذلیل کن. در حالی که انسان مسلمان پیش هیچ‌کس نباید ذلیل بشود، اما پدر و مادر مستثنا هستند؛ معلم هم همین‌طور است.
در روایات هست که وقتی با معلم حرکت می‌کنی، اگر شب تار است، تو جلوتر از معلم برو، تا اگر چاله‌یی در راه وجود دارد، تو بیفتی و معلمت سالم بماند. این، آن روح رفتار تکریم‌آمیز نسبت به معلم را نشان می‌دهد. اگر این روحیه در جامعه رواج پیدا کند و هر کسی احساس نماید که در مقابل معلم خود خاضع است، فضا برای معلمان، فضای مناسبی خواهد شد؛ و اگر معلمان در جامعه دلخوش بودند، تعلیم رایج خواهد گردیدتکریم، یعنی این. (سخنرانی‌ در دیدار وزیر آموزش‌ و پرورش‌ و معلمان‌ نمونه‌ی‌ سراسر کشور، به‌ مناسبت‌ روز معلم ۱۳۷۰/۰۲/۱۲)

با توجه به نزدیکی ایام نوروز قسمتی از بیانات امام خمینی (ره) درباره نوروز ذکر میگردد:

بسم الله الرحمن الرحیم

…نکته ای که می خواستم عرض کنم این است که در اعـیـادی کـه اسلام به ما عنایت فرموده است ، در همه آن اعیاد آنچه که انسان ملاحظه مـی کند همه اش ذکر و دعاست ، نماز است ، روزه است ، ذکر است ، دعاست و در این عید هم که عـیـد مـلی اسـت و اسـلامـی نـیـسـت لکـن اسلام هم مخالفتی با او ندارد باز می بینیم که در روایـتـی کـه وارد شـده ، از آداب امـروز روزه گـرفتن است ، از آداب امروز دعا کردن است ، نـمـاز خواندن است و این به ما می فهماند که ملتی بخواهد به راه راست برود و بخواهد اسـتـقـلال خـودش را، آزادی خـودش را بـخـواهـد حـفظ کند باید در عیدش و غیر عیدش تذکر داشـتـه باشد، ذکر خدا بکند، یاد خدا باشد، برای خدا باشد. حتی در عیدش دستور روزه اسـت ، دستور استحبابی ، روزه ای که باید انسان منقطع بشود از شهوات خودش و متوجه بـه خـدای تـبـارک و تعالی شود، و این دلیل بر این است که ما باید هر قدمی که برای پـیـروزی پـیـش مـی رویم ، هر قدمی که برای ساختن کشورمان پیش می رویم ، چند قدمی برای ساختن خودمان ، برای پیروزی بر نفس خودمان ، برای پیروزی بر شیطان باطنی خودمان قدم برداریممـن از خـدای تـبـارک و تعالی خواستارم که خداوند این ملت را و این جوان های عزیز ما را و ایـن شـهـدای مـا را و تـمام معلولین ما را، همه را غرق به رحمت خودش کند و ما را به هدایت خودش به راه راست هدایت بفرماید.
والسلام علیکم و رحمة الله . (پیام نوروزی امام خمینی(ره)1/1/62-صحیفه نور)

با نگاهی به روزشمار اسفند  ماه و مناسبتهای آن فرمایشاتی از مقام معظم رهبری مد ظله العالی با توجه به این مناسبتها، در ذیل بیان میگردد: 

8 اسفند روز تعلیم و تربیت اسلامی

15 اسفند روز درختکاری

22 اسفند روز بزرگداشت شهدا

8 اسفند روز تعلیم و تربیت اسلامی

یک حرف، در زمینه‌ی تحول در آموزش و پرورش است، که ما مکرر این را عرض کردیم در همین اجتماعاتی که با شما معلمین عزیز و مسئولین آموزش و پرورش تشکیل شده است، یا در جلساتی به مسئولین به طور خاص گفته‌ایم. خب، اصلاً دلیل این تحول چیست؟ آخر، بیخودی و بی‌دلیل که انسان یک چیزی را متحول نمیکند. چرا میخواهیم تحول ایجاد کنیم؟ دلیل ساده‌اش این است که نظام کنونی آموزش و پرورش ما توانائی لازم را برای تربیت نسلهای گوناگون ما نشان نداده است. علت هم در درجه‌ی اول این است که این نظام و این تشکیلات، وارداتی است؛ برخاسته‌ی از نیازهای درونی ما نیست. این، یکی از مشکلات بزرگ ماست. یک وقت تجربه‌های یک ملت، گذران تاریخیِ زندگی یک ملت، او را به این نتیجه میرساند که باید اینجور تعلیم کند، اینجور تربیت بدهد، اینجور خانه بسازد، اینجور مشی کند، اینجور مدیریت کند؛ این خوب است. انسان باید همیشه از تجارب دیگران هم استفاده کند. ما بدمان نمی‌آید و ننگمان نمیکند که از دیگران یاد بگیریم. آنچه که بد است، این است که ما بیائیم الگوهای ملتهای دیگر و فرهنگهای دیگر را به طور دربست در بین ملت و کشور خودمان پیاده کنیم و اقتضائات و شرائط و زمینه‌ها را اصلاً در نظر نگیریم. از صد سال پیش، این در کشور ما اتفاق افتاده است. آن کسانی که نیت خوب داشتند و میخواستند کشور را پیش ببرند، اما نفهمیدند چه جور میشود این کشور را پیش برد – حالا آنهائی که مزدور سرویسهای جاسوسی و دولتهای بیگانه بودند، به کنار – فکر کردند باید بروند سر تا پا بشوند به شکل آن بیگانگان، که گفتند ما از سر تا قدم باید فرنگی شویم؛ هم گفتند، هم در نوشته‌هاشان هست؛ آنها این خطای بزرگ را کردند؛ از جمله آموزش و پرورش ما. خیلی چیزهای دیگر ما هم متأسفانه همین جور بود. اقتصاد ما، معماری ما، زندگی عرفی و فرهنگی ما و خیلی چیزهای دیگر ما به خاطر خیانت یا بدفهمی نخبگان سیاسی دورانهای طاغوت، به این بلا مبتلا شد. خب، الحمدللَّه انقلاب اسلامی آمد مسیر را عوض کرد. ما آمدیم به سمت خودجوشی، خوددانی و خودفهمی؛ لیکن هنوز بسیاری از بنیانها به همان حال سابق موجود است؛ از جمله همین مسئله‌ی آموزش و پرورش. ما باید از تجربه‌های دنیا – چه دنیای غرب، چه دنیای شرق؛ ملتهای گوناگون – حتماً استفاده کنیم برای کیفیت بخشیدن به الگوی خودمان. نیاز ما به تحول، از اینجاست.
این تحول باید بر اساس ایجاد یک الگوی مستقل ایرانی و برخاسته‌ی از معنویات و نیاز این کشور باشد؛ یعنی در واقع برخاسته‌ی از اسلام ناب، اسلامِ مورد اعتقاد ما باشد. ما بایستی یک چنین الگوئی به وجود بیاوریم. تحول باید ناظر به این باشد. هدف این الگوی جدید، این ترکیب و ساخت جدید برای آموزش و پرورش باید چه باشد؟ هدف، تربیت نیروی انسانیِ طراز جمهوری اسلامی است. اگر جمهوری اسلامی میخواهد پرچم اسلام را در دست بگیرد، میخواهد خودش به سعادت برسد، دنیا و آخرت خود را آباد کند – همچنان که قرآن به ما یاد میدهد که میتوان دنیا و آخرت را با هم آباد کرد و باید این کار انجام بگیرد – اگر میخواهد به ملتهای دیگر کمک برساند، که »کنتم خیر امّةاخرجت للنّاس«،(2) شاهد و مبشر ملتهای دیگر باشد، خب، طبیعتاً نیازهائی دارد: باید انسانهای شریف، دانا، با استعدادهای جوشان، دارای ابتکار، دارای اخلاق نیک انسانی، دارای شجاعت، قوّت خطرپذیری، ورود در میدانهای جدید، بدون هیچگونه عقده‌ی خودکم‌بینی یا خودبرتربینی، انسانهای دلداده‌ی به خدای متعال و متکی به قدرت الهی و دارای توکل کامل، انسانهای صبور، انسانهای بردبار و حلیم، انسانهای خوشبین و انسانهای امیدوار تربیت کنید. اسلام همه‌ی اینها را به صورت بسته‌ی کامل در اختیار همه‌ی معتقدین و مؤمنین خود قرار داده. این بسته را باز کنیم، دانه‌دانه از این مواد استفاده کنیم، بهره‌مند شویم، آنها را بچشیم و درون وجود خودمان ذخیره کنیمخروجی آموزش و پرورش باید اینجور انسانی باشد. انسانهای تنگ‌نظر، انسانهای بدبین، انسانهای ناامید، انسانهای افسرده، انسانهای بی‌تقوا، ناپرهیزگار و آلوده‌دامن نمیتوانند جوامع را پیش ببرند و ملتها را خوشبخت کنند؛ طبعاً نمیتوانند الگو هم باشند. تحول آموزش و پرورش ناظر به این است. (بیانات در دیدار هزاران نفر از معلمان سراسر کشور 14/2/90 )

15 اسفند روز درختکاری

روز درختکاری که در کشور معمول و باب شده، یکی از روزهای پربرکت در جمهوری اسلامی است؛ چون درخت و گیاه برای کشور، برای زندگی، برای مردم، برای تنفس، یک امر ضروری است. متأسفانه در طول سالهای متمادی، به مسئله‌ی درخت بی‌اعتنائی شده. البته حالا خوشبختانه مردم و مسئولین به درخت و به محیط زیست توجه نشان میدهند، لیکن به نظر میرسد که هرچه بیشتر بایستی در این زمینه کار کرد. به نظر من خود مردم هم مؤثرترین و مهمترین بخش از این کار را بر عهده دارند: حفظ جنگلها، حفظ مرتعها، حفظ زمینهای حاصلخیز و حفظ باغات.( بیانات در روز درختکاری15/12/90)

22 اسفند روز بزرگداشت شهدا

اگر در یک جمله بخواهیم مسئله‌ی شهادت و اهمیت آن را بیان کنیم، باید بگوئیم اعتقاد به شهادت، باور به عظمت شهیدان برای یک ملت، عمق معنوی شخصیت و هویت آن ملت استچطور میشود که یک ملت در چشم مردم دنیا با عظمت شناخته شود؟ چطور میشود که یک ملت به جای اینکه از عوامل گوناگون سیاسی دنیا تأثیر بپذیرد، بر روی همه‌ی حوادث دنیا اثر میگذارد؟ چطور یک ملتی به چنین مقامی دست پیدا میکند؟ چطور میشود که یک ملت بدون اینکه ابزارهای پیچیده‌ی نظامی داشته باشد و بدون اینکه امکانات تبلیغاتی وسیعی داشته باشد، آنچنان در دنیا و در میان ملتها اثر میگذارد که ملتها مجذوب او میشوند؟ شما نگاه کنید به همین استقبالی که مردم لبنان از رئیس جمهور ملت ایران انجام دادند. اینها چیز کوچکی نیست؛ اینها درخور مطالعه است، درخور تحلیل است. چطور میشود که رئیس جمهور یک ملتی در یک کشور دیگر، در میان یک ملت دیگر که با او هیچ نسبت خویشاوندی ندارند، اینجور مورد توجه قرار میگیرد؟ عظمت این ملت از کجا به دست آمد؟ پاسخ به همه‌ی این سؤالات، توجه به اهمیت مسئله‌ی شهادت است. وقتی یک ملتی آحادش، جوانهایش، پدر مادرهایش، ایثار در راه خدا، فداکردن خود در راه هدف الهی را به عنوان یک ایمان پذیرفتند، این ملت یک عمق عظیم قدرت پیدا میکند؛ به طور طبیعی این ملت میشود مقتدر، میشود قوی، میشود یک ملت سرآمد؛ بدون اینکه سلاح داشته باشد، بدون اینکه ثروت فوق‌العاده‌ی نقدی در اختیارش باشد. (بیانات در دیدار خانواده‌های شهدا، جانبازان قم‌ 28/7/89)

با نگاهی به روزشمار بهمن  ماه و مناسبتهای آن فرمایشاتی از مقام معظم رهبری مد ظله العالی با توجه به این مناسبتها، در ذیل بیان میگردد: 

هفته وحدت

دهه فجر

بزرگداشت 19 بهمن ماه